گولباخی باخانی سه لا سی باوه جانی

به وبلاگ من خوووووووووووش اومدید دوستان

تاريخ : دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٢ | ٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : خداداداحمدی مهندس باغبانی

 

مقدمه

 

Dr. Peter A. Roussos

Agricultural University of Athens, Greece

Laboratory of Pomology

Iera Odos 75

ترجمه از: محمد نوری زاده، کارشناس ارشد مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی زنجان

 

زیتون و محیط

زیتون یکی از شاخص‌ترین درختان میوه در مناطق مدیترانه‌ای است. در تابستان‌های مناطق مدیترانه‌ای، درخت زیتون معمولا در معرض تابش زیاد آفتاب و دمای بالای محیط توام با کمبود بالای فشار بخار و محدودیت دسترسی به آب قرار می‌گیرد. زیتون یکی از درختان چوبی همیشه سبز با درجه بالای تحمل به خشکی و مناسب مناطقی است که آب محدودی در دسترس است. توانایی زیتون به سازگاری با محدودیت آب شامل تغییراتی در سطح برگ، توام با تغییرات بیوشیمیایی، سازگاری مورفولوژیکی و تغییرات فیزیولوژیکی است.

درختان زیتون قابلیت رشد در خاک‌های فقیر از مواد غذایی اما دارای زهکشی خوب را نیز دارند. درختان زیتون نیاز به آفتاب کامل در طول تابستان و مقدار جزئی سرما در طول زمستان برای تمایزیابی جوانه گل و تشکیل میوه دارند. زیتون نباید در مناطقی که دما در زمستان به کمتر از 5- درجه می رسد کشت شود. به دلیل اینکه دماهای خیلی پایین را تحمل نمی‌کند و در اثر یخبندان‌های زمستان یا اوایل بهار آسیب شدیدی می‌بیند. همچنین بادهای گرم و خشک بویژه در طول دوره‌های گلدهی و تشکیل میوه می‌تواند به زیتون آسیب برساند. همچنین باران‌های سنگین در طول این دوره‌ها موجب شسته شدن دانه‌های گرده از گل‌ها شده و کاهش تشکیل میوه را به دنبال دارد.


 الگوی کاشت

برنامه و طرح کاشت درختان زیتون عمدتا به سیستم کاشتی که در باغ اعمال خواهد شد (سیستم های کاشت متراکم و یا غیر متراکم) بستگی دارد. برای کشت‌های متراکم، خاک‌های حاصلخیز و آبیاری یا بارندگی کافی مورد نیاز است در حالیکه برای کشت‌های غیر متراکم وجود این عوامل ضرورت چندانی ندارد. در طول سالیان متمادی درختان زیتون به فواصل 10متر در 10 متر و یا حتی بیشتر کاشته می‌شد. با این فاصله کاشت تعداد محدودی درخت در هر هکتار کشت می‌شود. (حدود 100 درخت در هکتار). در مناطقی که دارای دوره‌های طولانی خشکی هستند، این چنین فاصله گذاری بین درختان، درخت را قادر می‌سازد تا از تمام آب موجود بهره برداری کند. با وجود این در مناطقی که اقلیم آن خیلی خشک نیست و قابلیت نگهداری آب خاک خوب است، فواصل کاشت ذکر شده بسیار زیاد به نظر می رسد.

 

 

 

به طور کلی دو الگوی عمده کاشت وجود دارد:

 ▪ روش سنتی که درختان به فواصل 7×7، 8×6 ، 8×8 و یا حتی 10×10 متر کشت می‌شوند.

▪ کشت متراکم که درختان با فواصل 6×5 یا 6×6 کشت می‌شوند.

 در طول دهه گذشته یک سیستم جدید در کشت زیتون آزمایش شده است. این روش سیستم باغ‌های فوق متراکم (High-Density) است که حدود 1800-1500 درخت در هکتار کاشته می‌شود. هدف عمده این سیستم کاهش هزینه‌های برداشت است که در باغ‌های سنتی زیتون حدود 50-40% کل هزینه تولید زیتون را به خود اختصاص می‌دهد.

 

کوددهی زیتون

درختان زیتون به نیتروژن، پتاسیم، منیزیوم و بر بیشتر از سایر عناصر نیاز دارند.

نیتروژن ضروری ترین عنصر برای رشد رویشی و تولید گل و تشکیل میوه است. این عنصر احتمالا به صورت غیر مستقیم روی پدیده تناوب باردهی درختان زیتون تاثیر می گذارد. درختان زیتون وقتی که در خاک های با حاصلخیزی کم پرورش یابند و رطوبت خاک عامل محدود کننده نباشد واکنش سریعی به کاربرد نیتروژن می دهند. بسته به حاصلخیزی و رطوبت خاک به طور متوسط کاربرد 1500-500 گرم نیتروژن برای هر درخت بارور توصیه می شود. زمان کاربرد کود نیتروژن باید هماهنگ با آبیاری و یا زمان بارندگی باشد. اغلب کودهای حاوی نیتروژن باید چند ساعت قبل از بارندگی و یا آبیاری به سطح خاک پاشیده شود؛ به طوریکه کمترین میزان هدر رفت نیتروژن از طریق تبخیر به شکل امونیوم اتفاق بیفتد. فصل کاربرد نیتروزن به میزان فوق العاده ای در ارتباط با انگیزش گل و تشکیل میوه است. بیشتریم مقدار نیتروژن (حدود 70%) در پایان فصل زمستان قبل از تمایزیابی جوانه گل و قبل از شروع رشد شاخه های جانبی جدید داده می شود. بقیه ان در طول دوره گلدهی (از مرحله قبل از باز شدن گل تا تشکیل میوه) به گیاه داده می شود. بدین طریق تشکیل میوه به میزان قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. کارایی و میزان تاثیر برنامه های کوددهی نیتروژن را می توان از طریق اندازه گیری طول رشد سال جدید ارزیابی کرد که وقتی مقادیر مناسب نیتروژن برای گیاه داده می شود شاخه سال جاری باید به اندازه کافی رشد کرده باشد.


 پتاسیم یکی از عناصر عمده مورد نیاز زیتون است. بعد از برداشت میوه بویژه در سال های آور و همچنین از طریق هرس، مقادیر بسیار زیادی پتاسیم از خاک برداشت می شود. برای به حداکثر رساندن عملکرد و کیفیت میوه کوددهی منظم پتاسیم ضروری است. پتاسم معمولا در طول زمستان به خاک داده می شود تا به تدریج و در اثر باران به ناحیه ریشه برسد. در مناطقی که مشکلی از نظر تامین آب وجود نداشته باشد، پتاسیم را می‌توان در آخر زمستان به خاک داد. در زمان رشد میوه میزان تقاضای آن برای پتاسیم بالاست و این بدان معنی است که در سال های پربار و در طول دوره رشد میوه – اواسط تابستان- کوددهی با پتاسیم باید افزایش یابد. برای اینکه پتاسیم  از طریق برگ سریع جذب شده و در داخل گیاه به محل های مورد نیاز انتقال یابد، استفاده از کودهای قابل حل در آب و محلول پاشی آن روی درختان، توصیه می شود.


 بور نیز یکی دیگر عناصر مهم مورد نیاز برای کشت زیتون است. کاربرد بور به صورت محلول پاشی  در طول دوره های قبل از بازشدن گل، معمولا نتیجه بهتری به دنبال خواهد داشت. بدین طریق درختان به مقدار کافی از نطر عنصر بور که نقش اصلی را در رشد لوله گرده و تشکیل میوه ایفا می کند، تامین می شوند. برخی از پرورش دهندگان برای رسیدن به حداکثر عملکرد میوه، بور را همراه با اوره و بعضی اوقات عصاره های جلبک دریایی محلول پاشی می کنند.


 منیزیوم یکی دیگر از عناصر عمده مورد نیاز و یکی از اجزای اصلی مولکول کلروفیل است. این بدان معنی است که منیزیوم نقش بسیار قابل توجهی در فتوسنتز ایفا می کند. منیزیوم معمولا بعد از تشخیص بروز کمبود داده می شود.

بهترین راه ارزیابی وضعیت تغذیه ای درخت زیتون -همانند سایر گیاهان- انجام تجزیه خاک توام با تجزیه بافت های گیاهی(معمولا برگ ها) است. با انجام این تجزیه ها اطلاعات کافی در مورد وضعیت خاک و گیاه بدست می آید که با تفسیر درست این اطلاعات می‌توان برنامه مناسبی برای کوددهی ارائه کرد.

 

 هرس

بسیاری از کشاورزان هرس را به عنوان اصلی ترین عملیات زراعی در باغ مورد توجه قرار می دهند. پرورش دهنده از طریق هرس درخت را با آب و هوای خاص و شرایط خاک منطقه تطبیق می دهد و عملکرد و بازدهی باغ را افزایش می دهد. اهداف عمده هرس را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

 ▪ ایجاد بهترین فرم رشد برای درخت تحت شرایط خاص آب و هوایی و خاک

▪ ایجاد تعادل بین رشد رویشی و عملکرد میوه

▪ به حداقل رسانیدن دوره نونهالی

▪ افزایش عمر باردهی باغ

▪ به تاخیر انداختن پیری درختان

 به طور کلی سه نوع هرس وجود دارد:

1-    هرس در طول مراحل اولیه رشد درخت

2-    هرس باردهی

3-    هرس بازجوان سازی

 1- هرس در طول مراحل اولیه رشد درخت

هدف از انجام این نوع هرس، فرم دهی به درخت در طول سال های اولیه کاشت است که هم عملیات های زراعی (محلول پاشی، شخم، آبیاری، برداشت و غیره) را تسهیل می­کند و هم اینکه درختان را قادر می سازد تا از حداکثر نور آفتاب و بارندگی موجود در منطقه بهره بگیرند.

معمولترین شکل برای درخت زیتون هرس جامی شکل یا جامی آزاد است. برای ایجاد چنین فرمی درختان یکساله تازه کاشته شده از ارتفاع 80-60 سانتیمتری سطح خاک سربرداری می‌شوند. هدف اصلی این کار وادار کردن درخت به تولید 4-2 شاخه جانبی در حول محور درخت به فاصله 40-30 سانتیمتری از همدیگر و در ارتفاع 80-40 سانتیمتری سطح خاک است. این شاخه های جانبی در آینده بازوهای اصلی درخت را تشکیل خواهند داد. روی این شاخه‌ها، شاخه های جانبی دیگری با سربرداری شاخه‌های قدیمی از ارتفاع 50 سانتیمتری بوجود خواهند آمد. و بنابراین با حذف غالبیت انتهایی شاخه‌های ذکر شده اسپورهای کمتری تولید خواهد شد.

 

تعداد بسیار زیادی از شکل های درختان وجود دارد که در اقصی نقاط مورد استفاده قرار می‌گیرد. تعدادی از آن‌ها عبارتند از:

1. فرم دو شاخه‌ای که در اندولس اسپانیا برای ارقام کنسروی زیتون مرسوم است.

2. فرم شمعدانی که در تونس استفاده می‌شود.

3. فرم دو یا سه تنه‌ای که در سویل استفاده می‌شود.

4. فرم چند شاخه‌ای که هر شاخه فرم یک مخروط را دارد و در برخی مناطق ایتالیا یافت شده است.

5. فرم جامی کروی که در ایتالیا، فرانسه و یونان دیده شده است.

6. فرم کروی که معمول نیست بخاطر اینکه اجازه عبور نور کافی به تمام درخت را نمی‌دهد.

7. فرم استوانه کوتاه.

8. فرم بدون تنه که در تونس مشاهده شده است.

9. فرم نخل آزاد (free palmate). این فرم اگرچه اشکالاتی دارد اما حداقل در مورد ارقام روغنی زیتون به طور وسیع استفاده می‌شود.

تصویر 4. فرم‌های مختلف درخت زیتون

 

 2- هرس باردهی

میوه درخت زیتون روی شاخه های یکساله تشکیل می‌شود. این بدان معنی است که برای  تشکیل میوه کافی در هر سال، درخت باید رویشی کافی داشته باشد. شاخه‌های خیلی قوی معمولا بارور نیستند و پر از جوانه رویشی هستند. از این رو هدف هرس این است که با قرار دادن شاخه‌ها در معرض نور و حفظ ناحیه فعال رویشی و زایشی، رشد شاخه‌های بارده را تحریک کند. درخت زیتون معمولا میوه خود را در پیرامون و قسمت بالای تاج تشکیل می‌دهد. این بدان خاطر است که این قسمت‌ها در معرض نور کامل قرار می‌گیرد و نور باعث باروری بیشتر این شاخه‌ها می‌گردد.

 بر این اساس و با توجه به اهدافی که برای هرس تعریف شد، هرس باردهی باید شامل حذف شاخه‌هایی باشد که روی قسمت‌های جوان درخت سایه اندازی می‌کند. در تصویر 5  می‌توان مشاهده کرد که به دلیل اینکه شرایط نوری در شاخه فوقانی  مناسب‌تر است و روی آن میوه کافی تشکیل خواهد شد، و همچنین شاخه فوقانی روی شاخه پایین که مسن‌تر است، سایه اندازی می‌کند و موجب عدم باردهی آن می‌شود؛ از این رو شاخه‌ مسن‌تر که در حال حاضر دارای میوه است در سال بعدی باید حذف شود.

موقع قطع یک شاخه ضخیم، باید دقت کافی داشته باشیم تا پوست بقیه شاخه زخمی و پاره نشود. برای این منظور عمل برش شاخه معمولا در 3 مرحله انجام می‌گیرد. همانطوری که در تصویر 5 دیده می‌شود، چند سانتیمتر دورتر از نقطه مورد نظر، از قسمت تحتانی شاخه  به سمت وسط آن اولین برش انجام می‌گیرد. دومین برش چند سانتیمتر دورتر از اولین برش و از قسمت فوقانی به سمت پایین انجام می‌گیرد. در این حالت در اثر سنگینی وزن، شاخه می‌افتد و پوست بقیه شاخه تا محل اولین برش پاره می‌شود. سپس می‌توان به راحتی قسمت کوچک باقیمانده را تا محل مورد نظر برید.

 

 

هرس بازجوان سازی

یکی از بارزترین صفات درخت زیتون طول عمر زیاد آن است.  زیتون می‌تواند تقریبا از هر قسمت از چوب درخت  شاخه‌های جوان و جدید تولید کند. این توانایی درخت را قادر می‌سازد که درختان پیر و یا درختانی که در اثر سرما یا آتش آسیب دیده‌اند را بازسازی و  جوان کند.

در هرس بازجوان سازی شاخه‌های اصلی و یا حتی قسمتی از تنه درخت ممکن است قطع شود. در این صورت باید توجه کرد که شاخه‌های جوان بیشماری تولید خواهد شد که در ماه‌های آتی بعد از هرس باید شاخه‌هایی را که استفاده خاصی برای ما ندارند حذف کنیم و فرم مورد نظر را بلافاصله بعد از تولید شاخه‌های جوان انتخاب و ایجاد کنیم. بسته به عملیات ‌های زراعی مورد استفاده در باغ، درخت جدید در طول 5-3 سال وارد فاز میوه‌دهی می‌شود.

 برای جلوگیری از آلودگی‌های قارچی یا باکتریایی، بعد از هرگونه هرس یا برش کلیه زخم‌ها باید با چسب هرس پوشانیده شده و درخت با قارچکش‌های مسی محلول پاشی شود. هرس درختان زیتون را می‌توان در طول پاییز و زمستان انجام داد. این عمل عموما بعد از برداشت میوه انجام می‌شود اما برای جلوگیری  از آلودگی‌های احتمالی، باید تا زمان سپری شدن باران‌های سنگین و سرما صبر کرد. در روزهای بارانی نباید هرس کرد؛ به دلیل اینکه امکان دارد موجب شیوع و گسترش باکتری‌ در سطح بریدگی‌ها و داخل زخم‌ها شده و منجر به بیماری شانکر باکتریایی شود.

خواص درمانی زیتون

زیتون نقرس و رماتیسم را درمان میکند ، برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخمهای عفونی است. شیرابهای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح میشود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید،مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی ازسوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری میکند. کمپرس پوست در موارد آفتاب زدگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام میشود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده،مژه و ابرو را تقویت میکند. این درحالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف میسازد و موهای سپید شده را سیاه مینماید. چند قطره روغن زیتون سریعا خارش و سوزش چشم و پلک راتسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت میکند.

مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. پوست و برگ درخت زیتون دارای خواص تببر است.


تأثیر روغن زیتون در بهبود جریان خون

اجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر میتواند دلیل تأثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانهای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که تحت عنوان “فنل” نامیده میشوند اثر آنتی اکسیدانی، ضد التهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در این مطالعه تأثیر سودمند روغن های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده است. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی میتواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تأثیر حفاظت بخش دارد.

تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را کاهش میدهد که این امر، به دلیل وجود چربیهای اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربیهای اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد. همچنین روغن گردو و اسید چرب امگاــ۳ که در گوشت ماهی و سبزیجات وجود دارد همچون روغن زیتون، اسیدهای چرب اشباع نشده دارند و بنابراین برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی مفیدند.

روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آنرا با آبلیمو مصرف کرد . روغن زیتون برای رفع سرفههای خشک مفید است . برای رفع پیوره لثه ، روغن زیتون را بر روی لثه بمالید .برای برطرف کردن خراش و ترک پوست جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخم های دهان مفید است وزیتون تقویت کننده نیروی جنسی است. مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی وسرطان جلوگیری میکند و بالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پخت و پز میباشد زیرا در اثر حرارات خراب نمیشود.


سودمندیها
حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو میباشد.
حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطرا ابتلا به سرطان میشود.
حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است.
دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن های دیگر بیشتر است و حتی میتوان آن را فریز کرد.
گرچه فواید روغن زیتون بسیار بیشتر از مضرات آن است، اما این محصول هم ضررهایی دارد.
مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش میدهد ایسکانیوز ـ پژوهشگران معتقدند مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را در زنان کاهش میدهد به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز، تحقیق روی سلولهای سرطان سینه در زنان نشان داد که اسید اولئیک روغن زیتون اثر ژن سرطان زای این بیماری را کاهش میدهد. پژوهشگران به زنان توصیه میکنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرامبخشی درد استخوان است. همچنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی میبخشد و باعث تقویت مو میشود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفیداست و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت میشود



زیانها


با گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست میرود.
گرم شدن در دمای بالا میتواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود، که باعث ایجاد بیماری های قلبی در مصرف کنندگان شود.
زیتون درختی پر ثمر و روغن میوه آن، غذا و دارویی مفید و در درمان اختلالات گوارشی، کبدی، کلیوی، پوستی وعفونی است. زیتون نقرس و رماتیسم را درمان میکند و برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخمهای عفونی است. این درحالی است که مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بیخوابی واختلالات تنفسی میشود.

کلیات گیاه شناسی
زیتون درختچهای است به ارتفاع تقریبا سه متر ،ولی هنگامی که در شرایط مساعد پرورش مییابد ارتفاع آن حدود 12 متر و قطر تنهاش به 3 متر میرسد. چوب درخت زیتون بسیار سخت و مقاوم است. رنگ آن زرد است که خطوطی قهوهای رنگ در آن وجود دارد. از چوب زیتون برای تهیه اشیاء چوبی ظریف استفاده میشود.

برگهای آن سبز رنگ ، بیضوی و دراز و به وضع متقابل یکدیگر بر روی ساقه قرار گرفتهاند. منشاء درخت زیتون احتمالا منطقه مدیترانه بوده و از آنجا به نقاط دیگر دنیا راه یافته است. زیتون معمولا در اوائل تابستان شروع به گل دادن میکند و میوه آن کمکم ظاهر میشود. در اواخر تابستان میوه آن به ثمر میرسد. در این هنگام زیتون سبز است و به تدریج تبدیل به بنفش و قهوهای و سپس سیاه میشود،بطوری که در اواخر پائیز که موقع برداشت میوه است رنگ آن به کلی تیره است.


ترکیبات شیمیایی
زیتون رسیده در حدود 30 درصد روغن دارد. این روغن مخلوطی از اولیئک اسید Oleic acid ، لینولئیک اسید Linolenic acid و پالمیتیک اسید Palmitic acid میباشد. روغن زیتون مایعی است زلال به رنگ زرد روشن مایل به سبز یا زرد طلایی برای استخراج روغن زیتون میوهها را له کرده و در داخل کیسهای میریزند و سپس کیسه را تحت فشار قرار داده تا روغن آن خارج شود. البته از باقیمانده تفاله زیتون که روغن آن گرفته شده تحت اثر آب جوش حرارات و فشار روغن زیتون معمولی را استخراج میکنند که ارزش روغن فشار اول را ندارد. زیتون دارای سدیم ، ویتامین A و E و آهن میباشد.



خواص داروئی
زیتون رسیده از نظر طب قدیم ایران گرم و قابض است و میوه نارس زیتون سرد و خشک است و روغن زیتون گرم و خشک است. برگ درخت زیتون نیز گرم و خشک میباشد.

* دم کرده برگ زیتون داروی خوبی برای پائین آوردن فشار خون میباشد. بدین منظور باید 20 عدد برگ زیتون را داخل 300 گرم آب ریخته و آن را به مدت 15 دقیقه بجوشانید. سپس کمی قند به آن اضافه کرده و به مقدار یک فنجان دوبار در روز از آن بنوشید. بعد از دو هفته باید به مدت 8 روز نوشیدن این دم کرده را قطع کنید و سپس ادامه دهید.
* روغن زیتون نرم کننده و صفرابر است.
* روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آن را با آبلیمو مصرف کرد.
* روغن زیتون کرمکش است.
* روغن زیتون برای رفع سرفههای خشک مفید است.
* برای رفع خارش گزیدگی حشرات ، روغن زیتون را به محل گزیدگی بمالید.
* بدن بچه هایی را که مبتلا به نرمی استخوان و کم خونی هستند با روغن زیتون ماساژ دهید اثر مفیدی دارد.
* برای رفع پیوره لثه ، روغن زیتون را بر روی لثه بمالید.
* برای برطرف کردن خراش و ترک پوست ، گلیسیرین و روغن زیتون را به مقدار مساوی باهم مخلوط کرده و روی پوست بمالید.
* دم کرده برگ درخت زیتون تببر است.
* جوشانده برگ درخت زیتون برطرف کننده نقرس و رماتیسم است.
* برای سرباز کردن جوشها و کورکها زیتون را له کرده و روی جوش یا کورک بمالید.
* دم کرده و جوشانده پوست درخت زیتون تببر و درمان کننده مالاریا است.
* پماد میوه نارس زیتون برای سوختگی مفید است.
* جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخمهای دهان مفید است.
* برای رفع سستی و تقویت نیروی جنسی باید 80 گرم روغن زیتون را با 14 گرم کندر و 16 گرم سیاه دانه مخلوط کرده و به مدت سه روز از آن بخورید.
* مصرف رون زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری میکند.
* روغن زیتون بهترین روغن برای پخت و پز میباشد زیرا در اثر حرارات خراب نمیشود.


 

مضرات
روغن زیتون برای هیچ کس مضر نیست و همه افراد میتوانند از آن استفاده کنند. فقط میوه تازه و یاقوتی آن معده راسست میکند و ممکن است تولید استفراغ کنند.

http://www.eforosh.com/pics/47639_1266950370.jpg

 

زیتون سبز یا زیتون سیاه؟


دکتر آراسب دباغ ‌مقدم، متخصص علوم غذا و صنایع غذایی، به این پرسش پاسخ می ‌دهد.

زیتون سبز

آقای دکتر! دلیل تفاوت رنگ زیتون‌ ها چیست؟

زیتون از نظر رنگ، دارای انواع مختلفی است که شاید مهمترین آن ها انواع سبز و سیاه باشد. این نوع زیتون‌ ها به طور طبیعی دارای این رنگ ‌ها هستند ولی غیر از این، در صنایع غذایی، گاهی انواع سبزرنگ آن توسط ترکیبات آهن به رنگ تیره متمایل به سیاه در می ‌آیند. البته از لحاظ قانونی باید روی بسته ‌بندی این زیتون ‌ها قید شود که با استفاده از ترکیبات آهن به رنگ تیره درآمده‌ اند.

ولی عده‌ای بر این اعتقادند که زیتون‌ های سبز در روند رسیدن، کم‌ کم تیره می‌ شوند.

بله، این درست است. زیتون‌ ها به مرور زمان در فرآیند رسیدن از سبز به تیره‌ تر شدن میل می ‌کنند ولی زیتون ‌های سیاه و سبز به کلی 2 نوع متفاوت هستند. موارد تغییر رنگ زیتون از سبز به سیاه، بیشتر تحت تاثیر همان ترکیبات آهنی است که در صنایع غذایی به آن می ‌افزایند تا رنگ آن را تیره کنند.

این ترکیبات ضرری ندارند؟

در این خصوص 2 نظر کاملا متفاوت وجود دارد. بعضی‌ ها اعتقادی به افزودنی ‌ها و دست‌ کاری ‌های انسانی در مواد غذایی ندارند و این کار را نمی‌ پسندند ولی بعضی‌ ها هم با این موضوع مشکلی ندارند. سال‌ های زیادی از تیره کردن زیتون‌ ها به این شیوه می ‌گذرد و امروزه این یکی از استانداردهای جهانی این محصول است.

اگر تنها تفاوت این زیتون‌ ها با همدیگر در رنگ آن ها است؛ چرا اصلا این کار را انجام می ‌دهند؟

به هر حال، مواردی در بازار مصرف وجود دارد که باید علاقه مصرف ‌کنندگان در مورد آن لحاظ شود. از دیدگاه تولیدکننده، مصرف ‌کنندگان حق انتخاب دارند و باید سلیقه آن ها را با محصولات متنوع تامین کرد. بنابراین تنوع رنگ بیشتر برای مشتری‌ پسندکردن محصول در بازار کاربرد دارد.

از بین زیتون ‌های سبز و مشکی، کدام یک ارزش غذایی بیشتری دارند؟

بخش عمده‌ ای از ارزش غذایی زیتون مربوط به روغن آن است. اگر بر همین مبنا بخواهیم درباره زیتون و ارزش غذایی آن قضاوت کنیم، زیتون‌ های تیره ‌رنگ دارای میزان روغن بیشتری هستند و از این نظر غنی ‌تر محسوب می ‌شوند. به طور کلی، روغن زیتون جزو روغن‌ های بسیار مطلوب محسوب می ‌شود و عنصر تعیین‌ کننده‌ ای در درجه‌ بندی زیتون ‌ها به شمار می ‌آید.

در کشورهای مختلف، بخشی از زیتون تولیدی به مصرف روغن‌ گیری می ‌رسد. آیا ‌در کشور ما هم این مساله اتفاق می ‌افتد؟

نه، متاسفانه در کشور ما به‌ طور کلی فرآیند روغن ‌گیری از محصولات باغ ‌های زیتون انجام نمی ‌شود. در واقع، روغن‌ های تولیدی کشور به صورت خام از کشورهایی مانند اسپانیا، سوریه و یونان به کشور وارد می شوند و تنها فرآیند تصفیه و بسته‌ بندی آن ها در کارخانه‌ های داخل کشور انجام می ‌شود. تولید روغن زیتون در کشور مستلزم ایجاد شرایط خاصی است که در باغ‌ های زیتون‌، معمولا این شرایط حاصل نمی ‌شود.

یعنی زیتون‌ هایی که از باغ‌ های داخل کشور برداشت می ‌شوند، برای روغن‌ گیری کاربرد ندارند؟

نه! زیرا برای روغن‌ گیری از زیتون، این محصول باید تا زمان معینی روی شاخه بماند و تا حد معینی برسد؛ در حالی که در باغ های ما این مساله رعایت نمی ‌شود. لازم است همین‌ جا یادآور شوم که زیتون‌ هایی که پیش از این موعد، بیشتر برای مصارف خوراکی و کنسرو شدن کاربرد دارند.

چرا؟

این مساله، دلایل مختلفی دارد. زیتون ‌های تولیدی کشور در چند سال اخیر مکررا دچار سرمازدگی می ‌شدند و بنابراین باغداران برای جلوگیری از خسارت، محصول خود را پیش از فرا رسیدن زمان روغن ‌گیری، برداشت می ‌کنند. دلیل دیگری که برای برداشت پیش از موعد زیتون وجود دارد، آفت ‌هایی است که زیتون را مورد حمله قرار می ‌دهند. آفتی مانند مگس زیتون که الان بسیاری از باغ‌ های رودبار و منجیل را گرفتار کرده و موجب شده تا باغداران نگذارند محصول ‌شان به مرحله روغن ‌دهی برسد. در ضمن، این آفت به افت کیفیت زیتون و روغن حاصل از آن نیز منجر می‌ شود.

پس این زیتون‌ ها چه می ‌شوند؟

این زیتون‌ ها اغلب در مصارف خوراکی به‌ صورت کنسرو و زیتون شور به دست مصرف ‌کنندگان می‌ رسند. گاهی هم زیتون ‌های برداشت شده ‌ای که از کیفیت کافی برای مصرف (به صورت مستقیم) برخوردار نیستند، به صورت‌ هایی مانند زیتون پرورده به بازار مصرف عرضه می ‌شوند.

یعنی این زیتون‌ های پرورده و شکسته کیفیت پایین ‌تری دارند؟

حقیقت این است که ما زیتون ‌هایی را به عنوان زیتون بهتر می‌ شناسیم که به صورت کنسروی (شور) در می‌ آیند. این زیتون‌ ها به دلیل کیفیت مطلوب آن ها برای کنسرو شدن انتخاب می‌ شوند ولی در مورد زیتون‌ هایی که به اشکال دیگر مانند پروده یا شکسته عرضه می ‌شوند، تشخیص کیفیت چندان ساده نیست. البته این مطلب به این معنی نیست که همه زیتون ‌های پرورده نامرغوب‌ هستند ولی معمولا در دنیا زیتون ‌های مرغوب به شکلی جز کنسرو در نمی ‌آیند.

پس در کل استفاده از زیتون‌ پرورده را هم پیشنهاد نمی‌ کنید؟

بله، به جز موارد معدودی از کارخانه‌ های تولید و فرآوری زیتون به شیوه صنعتی، اقدام به تولید محصول زیتون پرورده می‌ کنند، در اغلب موارد، این محصول به صورت خانگی و بدون رعایت استانداردهای بهداشتی تهیه می ‌شود.

ضمن این که همان ‌طور که گفتم، معمولا زیتون ‌هایی که برای این کار انتخاب می‌ شوند از انواع درجه یک نیستند. وقتی این 2 عامل را کنار هم می ‌گذاریم، می ‌بینیم که در کل تصمیم عاقلانه، عدم مصرف زیتون‌ های پرورده است.

http://images.persianblog.ir/548576_sQit0Vli.jpg

 

آفات زیتوووووووووووووووووووووووووون



مگس میوه زیتونBactrocera olea

Fruit Fly (Diptera: Tephritidae)


مقدمه:
مگس میوه زیتون یک آفت مهم زیتون در بیشتر کشورهای حاشیه دریای مدیترانه است. لاروهامونوفاژهستند ومنحصرا از میوه زیتون تغذیه می کنند حشرات بالغ نیز ازشهد، عسلک به طور فرصت طلبانه ازمنابع شیرابه یا غذاهای نیمه جامد تغذیه می کننند . با تونل هایی که توسط لارو در داخل میوه ایجاد می کند زخم ایجاد می شود و 30% از محصول زیتون کاسته می شود در کشور های مدیترانه وبه خصوص در یونان و ایتالیا که بیشترین تولید اقتصادی در آنجا است.

مگس میوه زیتون به طور اساسی یک آفت جدی در کشت زیتون ها در سراسر این منطقه می باشد. آن مشاهده شده در اکتبر 1998 در کالیفرنیا،در منطقه لوس آنجلس ، و بعد ازاین انتشار یافته به شمال کالیفرنیا 1999، سنترال والی 2000، و به مارین ، ناپا، سونوما، 2001 ، شاستا، الدورادو، و لیک 2002 (vorela and vossen 2003) . زیتون ها پرورش می یابند به صورت تجاری در کالیفرنیا برای میوه ودر مقیاس کمتر آنها پرورش می یابند معمولا بصورت زینتی . درفلوریدا ،درختان زیتون کند رشد هستند و همیشه سبز که ممکن است پرورش یابند به صورت زینتی اما نسبت به میوه کاربرد تجاری ندارند . درختان زیتون به طورگسترده به عنوان زینتی در فلوریدا استفاده می شوند و میوه این درختان ممکن است گسترش مگس میوه زیتون را تامین کند. از این رو استان و ایالت برنامه ای را باید برای نگهداری و مراقبت در برابر مگس میوه زیتون دنبال کند .اکثر اوقات لاروها و شفیره ها مانعی در برابر زیتون منطقه مدیترانه هستند، و بعضی اوقات حشرات بالغ نیز درامتداد لاروها و شفیره قرار می گیرند .

 

 

 

گسترش آفت:
حوزه مدیترانه ،شمال،شرق ، وجنوب آفریقا،جزایر قناری،هند،غرب آسیا، وظاهرا هرجایی که زیتون ها (جنس زیتون) وجود دارد در نیمکره شرقی . در نیمکره غربی آن در کالیفرنیا وجود دارد.

شناسایی :
مراحل نابالغ مانند ظهور دیگر مگس های میوه است بویژه Bactrocera spp . فیلیپ شرح داد به تفصیل شرح لارو را . مگس میوه زیتون یکی از گونه های کوچک در این جنس است. ماده بالغ تقریبا mm5 طول دارد، ودارای بال پهن که تقریبا mm10 است. بالها اساسا شفاف هستند ومشخص شده اند برنگ قهوه ای ، شامل نقاطی در نوک بال. قفسه سینه سیاه رنگ است . سطح پشتی با کرکهای نقره ای رنگ با 2 خط موازی می باشند . بازوها، یا شانه ها و فضای بالا و پایین بالها زرد هستند . بخش داخلی سپرچه سیاه رنگ است . وبخش پشتی زرد رنگ است شکم سیاه رنگ ،پوشیده شده به صورت پراکنده با کرک خاکستری رنگ. بخش های اساسی با خطوط متقاطع رنگ پریده مشخص شده است و خطوط موازی نا منظم یا خال های برنگ قهوه ای مایل به قرمز در مرکز انتهای بخش ها مشخص شده است . انتهای بخش زرد مایل به قرمز . غلاف تخمریز سیاه رنگ است ، با تخمریز برنگ قرمز.

 

 

تاریخچه زندگی وعادات :
در منطقه مدیترانه سالانه 5-2 نسل از مگس ها بوجود می آید .زمستانگذرانی در مرحله شفیره گی چند سانتی متر زیر خاک و برگ های ریخته شده می باشد و مگس های بالغ از مارس تا می پدیدار می شوند. که بستگی دارد به عرض جغرافیایی و دما. در شرایط تابستان ، دوره قبل از تخمگذاری از 10-6 روز تاقبل از تخمگذاری می باشد.در زمان طولانی نیاز دارد ابتدا به دما ولی نه زیاد. در دوره قبل از تخمگذاری حشره ماده به عمل می آورد تخمدان را و ابتدا دستگاه تخمگذاری را. ابتدا در ماه ژوئن حشرات ماده به صورت فعال جستجو می کنند وتخمریزی دراوایل بوجودآمدن میوه های زیتون است. روزانه ممکن است 12-10 تخم بگذارند ،معمولا یک تخم در هر میوه زیتون و حدود 250-200 تخم در دوره زندگی می گذارند. ماده ها با تخمریز میوه را سوراخ می کنند و تخم را در زیر پوست میوه قرار می دهند . ارو مگس تغذیه می کند از بافت میوه ، تااینکه میوه از درخت بریزد . مراحل تخم ،لارو، و شفیره به ترتیب 3-2،14-10،و حدود 10روز در تابستان در یوگسلاوی طول می کشد. مدت سیکل زندگی گونه از 1تا 6یا7 ماه می باشد. مگس های نر صداهای گوش خراش یا سیگنال های طولانی اظهار علاقه را تولید می کنند. اظهار علاقه وجفتگیری در هنگام غروب اتفاق می افتد نزدیک به اواخر دوره روشنایی روز. مگس های ماده میوه زیتون فرمون چند ترکیبی تولید می کنند، وفقط مگس های ماده تفریتید قادر به تولید این فرمون هستند؛نرها نیز فرمون تولید می کنند در دیگر مگس های تفریتید که در حال مطالعه است. قسمت عمده ترکیب فرمون 1,7–dioxaspiro [5.5]undecane است که آن بنسبت در مدت طولانی برای نرها جذب کننده است. مگس های نر معمولا این ترکیب راتولید می کنند و نر ها را جذب می کنند اما ماده ها نمی توتنند جذب شوند به این ترکیب جنسی . مگس های ماده وحشی احتمالا چندین بار در طول مدت زندگی جفتگیری می کنند.

 

 

 

 

 

 

میزبان ها:
زیتون ها – جنس زیتون olea spp

روش های مدیریت کنترل:
در نیمکره شرقی،حشره کشهایی که به صورت طعمه مسموم یا اسپری(محلول پاشی) در هوا برای کنترل مگس میوه زیتون استفاده می شود. تکنیک ها بیشتر در شرایط ملایم تست می شوند یا استفاده می شوند در محیط های محدود که از پرتوافشانی استفاده می شود برای استرلیزه کردن نرهاو فرمون ها. هر دو جنس می توانند استرلیزه شوند با 12-8 کراد (80-120 Gy radiation) که در شفیره ها باپهنای بیشتر انجام می شود. سنتز 1.5.7-trioxaspiro [5.5] undecane شبیه ترکیب عمده فرمون است،که سنتز شده می باشند وتست شده و تحت شرایط بهینه که آن مثل تر کیب طبیعی جذب می کند اما نمی توان ازآن به مدت طولانی در تله ها نسبت به ماده طبیعی استفاده کرد. گذاشتن تخته 3لایه کوچک مربع شکل به طور شناور درمحلول آبکی (a.i.) 0.1%دلتا مترین به مدت 15دقیقه و اضافه کردن طعمه به جایگاه حاوی فرمون جنسی یا بی کربنات آمونیوم ،جلب کننده غذا،ارزش موثری در کنترل آزمایشی باغ بزرگ دارد.
در کالیفرنیا، مدیریت بستگی دارد به محلول پاشی ،تله گذاری مگس های بالغ ،زمان برداشت،مراعات اصول بهداشتی میوه بعد از برداشت،و کنترل بیولوژیکی.

 

 

 

 

سپردار بنفش زیتون Parlatoria oleae
Hom.: Diaspididae
این حشره اگرچه برای اولین بار از روی درختان زیتون جمع‌آوری شده است ولی به عده زیادی از درختان میوه دانه‌دار، هسته‌دار، گیاهان زینتی و جنگلی حمله می‌نماید. این سپردار روی برگ، شاخه، تنه و میوه زندگی می‌کند و در محلی که خرطوم خود را در بافت گیاه فرو می‌نماید، کلروفیل گیاه میزبان از بین رفته و به جای آن لکه گرد و قرمز ارغوانی رنگی به وجود می‌آید. در روی تنه و سرشاخه محل تجمع شپشک‌ها، لکه‌های قهوه‌ای رنگ مشاهده می‌شود که تصور می‌رود یک نوع بیماری فیزیولوژیک باشد. این وضعیت روی میوه‌های مختلف نیز مشاهده می‌شود و اغلب ممکن است با علائم بیماریهای گیاهی خاص اشتباه شود. حمله و تغذیه این شپشک باعث ضعف درختان میوه و آماده شدن آنها برای حمله سوسکهای پوستخوار و سایر آفات درجه دوم می‌شود.

 

 

زیست‌شناسی و مشخصات
در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحی گرمتر به صورت حشرات کامل نابالغ در روی شاخه‌ها و تنه درختان به سر می‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تیره، فاقد بال، پا و شاخک می‌باشند. بدن حشره را پولک خاکستری رنگی پوشانده است و جلد لاروی به رنگ قرمز در کنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردین ماه و اوایل اردیبهشت ماه شروع به تخم‌ریزی می‌کنند. دوره نشو و نمای جنینی حدود 20 روز می‌باشد. پس از آن پورهایی به رنگ ارغوانی روشن از تخم خارج می‌شوند که دارای شش پا و یک جفت شاخک مودار می‌باشند. سطح بدن نیز از موهای پراکنده پوشیده است. پوره‌ها به آسانی بوسیله باد منتقل می‌شوند. دوره زندگی بسته به شرایط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.


 

 

مبارزه:
کنترل بیولوژیک: کفشدوزکهای شکارگر Col.: Coccinelidae
1- Chilocorus bipustulatus
2- Exochomus quadripustulatus
زنبورهای پارازیتوئید Hymenoptera: Aphelinidae
1- Fiscus testaceus
2- Aphytis proclia
3- Aphytis mytilaspidis
4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica
5- Aphytis maculicornis
کنترل شیمیایی:
مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.
1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار
2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار
3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و 1.5- 1 درهزار
5. روغن امولسیون شونده O 80% و 0.5 درصد
مبارزه زمستانه: این مبارزه اغلب در مورد گونه‌هایی عمل می‌شود که حشره به صورت پوره و یا حشره کامل می‌باشد. این روش در مورد شپشکهای زیر خانواده Lecaninae که دارای بدن بدون محافظ می‌باشند خیلی مؤثر است (مانند شپشک سیاه زیتون). سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی (سموم روغنی Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).

پسیل زیتون olive psyllid

پسیل زیتون olive psyllid

euphyllura olivina

(hom: psyllidae)

در برخی از منابع خانواده پسیل مذکور را aphalaridae ذکر کرده‌اند. پسیل زیتون در ایران در استانهای گیلان، زنجان، فارس و همچنین در اسفندقه جیرفت دیده شده است.

پسیل زیتون در اوایل بهار مصادف با رویش شاخه‌های جوان و باز شدن گلهای زیتون بیشترین خسارت را باعث می‌شود. در این زمان حشره با ترشح مواد مومی سفید رنگ در محل اتصال شاخه‌ها و روی خوشه‌های گل، به راحتی شناخته می‌گردد. عسلک دفع شده توسط این حشره موجب رشد قارچ مولد داده و تجمع گرد و خاک می‌گردد. این تجمع مانع کربن‌گیری و نیز تلقیح گلهای زیتون می‌شود به طوریکه گلهای درختان آلوده به شدت می‌ریزند و بندرت میوه روی آنها تشکیل می‌گردد.

http://www.inra.fr/hyppz/IMAGES/7033751.jpg

زیست‌شناسی
این آفت در شرایط آب و هوایی شیراز زمستان را به حالت حشره کامل بر روی سرشاخه‌ها، در محل اتصال برگ به شاخه، کنار جوانه‌های برگ و روی پاجوش‌های درختان زیتون به صورت گروههای 2 تا 6 عدد که معمولاً نر و ماده هستند به سر می‌برند. در اوایل فروردین ماه زمانی که متوسط حرارت بالای 11 درجه سانتیگراد می‌رسد حشرات زمستان گذران فعال شده و بعد از چند روی جفت‌گیری و تخمریزی می‌نمایند. تخمریزی از نیمه فروردین ماه شروع و معمولاً تا یک ماه بعد ادامه دارد. تخمریزی حشرات ماده تماماً در داخل جوانه‌های برگ و سپس در غنچه گل انجام می‌گیرد. تعداد تخم به صورت پراکنده از 2 تا 34 عدد متغیر می‌باشد. پوره‌های سن یک و دو خسارت خود را به غنچه گل می‌زنند و ترشحات مومی ناچیز دارند. پوره‌های سن سوم در زمان گلدهی و پوره‌های سن 4 و 5 در زمان تشکیل میوه درختان زیتون فعالیت دارند و سبب ریزش گلها و کوچک ماندن میوه‌ها می‌گردند. همچنین با ترشحات فراوان رشته‌های مومی به درختان منظره تار پنبه‌ای می‌دهند. حشرات کامل نسل اول در اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه در طبیعت ظاهر می‌شوند. این حشرات در نیمه شهریورماه پس از جفت‌گیری، تخمریزی نموده و نسل دوم آفت را ایجاد می‌نمایند. حشرات کامل نسل دوم اواخر مهر و اوایل آبان ماه در طبیعت ظاهر می‌شوند و تا بهار سال آینده زمستان گذرانی می‌نمایند. نسل دوم آفت چون مصادف با برداشت محصول می‌باشد اهمیت چندانی ندارد. این آفت در سایر مناطق کشور یک نسلی است.

 

کنترل:
1ـ حفظ دشمنان طبیعی در کنترل آفت بسیار حائض اهمیت است.

الف‌ـ کفشدوزک‌ها

1.exochomus quadripustulatus

2.adalia bipunctata

3.chilocorus bipustulatus

3.oenopia conglobata

ب‌ـ زنبورهای پارازیتوئید:

1- psyllaephagus sp. (hym.: encyrtidae)

2- tetrastichus sp. (hym.: eulophidae)

ج‌ـ مگس سیرفید

1- sphaerophoria scripta (dip.: syrphidae)

2- انجام هرس پائیزه وبهاره

3- عدم کاربرد کودهای نیتروژنه

4- انجام آبیاری مناسب

5- روغن پاشی زمستانه

در صورت نیاز به سمپاشی:

1. مالاتیون ec57%و 2.5 در هزار

2. دیازینون ec60% و 1در هزار

 

 

شپشک سیاه زیتون

شپشک سیاه زیتون
black scale
saissetia oleae bernard.
homoptera/coccidae

http://www.ces.csiro.au/aicn/images/cain1131.jpg

 

 

این آفت برای نخستین بار در سال 1325 در روی گیاه خرزهره و در روی چند درخت مرکبات در رامسر (دواچی 1325)وسپس در لاهیجان و بندرانزلی (کریوخین1326) در روی بوته های خرزهره دیده شده است.

گرچه در سال پیدایش این آفات در ایران تا جائیکه ممکن بوده است گیاهان و درختان آلوده بریده و سوزانده شده است ولی از قرار معلوم آفت ریشه کن نشده و چند سال بعد در نفاط دیگر گیلان از جمله رودبار ظاهر شده است
به هر حال تا سالهای قبل از 1350 شپشک سیاه زیتون در منطقه ی زیتونکاری رودبار بسیار فراوان بوده است ولی در نتیجه ی سمپاشی های مکرر و منظم و سرمای سخت زمستان جمعیت آفت بسیار کاهش یافته است به طوریکه سالهای بعداز 1354 این آفت به طور پراکنده فقط در روی گیاهان زینتی موجود در برخی از باغهای رامسر و ویلاهای خصوصی کنار دریای خزر دیده شده است
این آفت در بسیاری از مناطق زیتون و مرکبات خیز جهان به ویژه در نقاط گرمسیری و در مناطق با آب و هوای نسبتا سردتر فعلا در روی گیاهان گلخانه ای یافت می شده است.
حمله ی این آفت در روی برگ سرشاخه های جوان و گاهی در روی شاخه های قطور با انبوهی جمعیت کم و بیش زیاد دیده می شود این حشره با خرطوم خود شیره ی گیاهی میزبان را می مکد و حمله ی آن با عسلک چسبناک فراوانی روی شاخه ها و روی گیاه میزبان همراه است

زیان این آفت زمانی شدید تر می شود که یک بیماری قارچی به نام کپک سیاه یا قارچ دوده ای نیز پس از تراوش عسلک روی گیاه به میزبان حمله کرده و در روی عسلک رشد ونمو نموده و مانند لایه ی نازک و سیاه و دوده مانندی از عمل کاربن گیری برگها جلوگیری می نماید سرانجام زیان خود آفت (شپشک ساه زیتون) به همراه پوشش بازدارنده از کپک سیاه به درخت آسیب فراوان رسانیده و مانع تغذیه و انجام فتوسنتز شده رفته رفته درخت مبتلا را تضعیف نموده و سبب ریختن بی موقع برگهای آن شده و نهایتا باروری آن را کاهش داده و سبب خشک شدن و نابودی درخت می گردد


شپشک سیاه زیتون اصلا بومی ایران نبوده است و قبل از سال 1325 نیز گزارشی از وجود آن در ایران در دست نیست ولی این آفت در بسیاری از کشورهایدیگر تولید کننده ی زیتون و در کرانه های دریای مدیترانه وجود داشته و دارد و معلوم نیست چه زمانی و به چه وضعی به ایران آورده شده است
شپشک سیاه زیتون آفتی است چند خوار که به گیاهان زیادی از جمله زیتون خرزهره مرکبات برگ نو گردو سیکاس انار مو قهوه ختمی ارغوان گل سرخ درختان میوه ی تیره ی گل سرخیان مانند بادام سیب گلابی آلو زرد الو و بسیاری از گیاهان دیگر مانند سماق آفتابگردان به ژاپنی بادنجان به مورد زولا کنگر خودرو و غیره از تیره های گوناگون حمله می کند و شماره میزبانهای آن متجاوز از 200 است

 

ریخت شناسی حشره

حشره ماده:
بدن حشره ی ماده کاملا کروی و کشیده است درازای آن 3تا5.5 و پهنای آن 2 تا 4.5 و بلندی آن 3.5 تا 4.5 میلیمتر و رنگ آن قهوه ای تیره نزدیک به سیاه است
پوسته ی پشتی این حشره سخت و دارای نقش برجسته و آشکاری مانند i است
بدن ماده های جوان دارای برآمدگی کمتر و به رنگ خاکی یا قهوه ای روشن است که با آغاز تخم ریزی کم کم برآمدگی پشتی آنها بیشتر و رنگشان تیره تر می شود.
نمای میکروسکوپی این حشره چنین است : شاخک حشره ی ماده دارای 8 بند است که بند سوم آن بلندتر از دیگر بندهاست.در پوسته ی پشتی غده های لوله ای کوچکی وجود دارد که دهانه ی هر یک از آنها به میان یاخته ی بیضی چند وجهی نامنظمی باز می شود
خارهای پشتی بدن کلفت و به شکل مخروط کشیده ای است
موهای کناری بدن کم و بیش کلفت و بلند و نوک بیشتر آنها دانه دار است
در دو طرف سینه در برابر هر یک از سوراخهای دمی سه عدد خار دیده می شود که خار میانی آنها خیلی بلندتر است و 22 تا 43 غده ی پنج یاخته ای از نزدیک این خارها تا پهلوی سوراخ دمی چیده شده است
درازای صفحه آنان نزدیک دو برابر پهنا و در سر آن سه موی کوتاه وجود دارد حلقه ی کیتینی آنان نیز 8 موی کم و بیش بلند دارد تخم های شپشک سیاه بیضی شکل به درازای 0.3 میلیمتر و رنگ آنها در آغاز سفید مرواریدی است که کم کم نارنجی شده و نزدیک بازشدن تخمها به رنگ سرخ کم رنگ دیده می شود


پوره سن یکم:
بدن پوره های سن یکم بیضی شکل و مسطح و به رنگ قهو ه ای روشن و به درازای 0.34 میلیمتر است چشمانی سیاه شاخکهای شش بندی و سه جفت پا دارند

پوره سن دوم:
نیز به شکل پوره های سن اول هستند با اندازه های نزدیک دو برابر آنها و با رنگی تیره تر که در پشت بدن آنها کم کم نقش پدیدار می شود

حشره ی نر :
که گاهی در کالیفرنیای آمریکا دیده شده است دارای دو بال شفاف است درازای بدن آن نزدیک به یک میلیمتر و رنگش زرد عسلی است
این حشره تاکنون در ایران مشاهده نشده است و تولید مثل ماده از راه دخترزایی صورت می گیرد و نیازی به جفتگیری ندارد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

زیست شناسی حشره:

شپشک سیاه زیتون زمستان را در باغهای زیتون رودبار در دورهی سن یکم وسن دوم غالبا در پشت برگها و کنار رگبرگها می گذراند
از این رو مرگ و میر آفت به ویژه پوره های سن یکم در این دوره از سال بسیار است و در سالهایی که سرمای زمستان سختتر می شود مرگ و میر آنچنان زیاد می گردد که تا دو سه سال پس از آن تعداد حشره خیلی کم باقی مانده و به زحمت می توان جمعیتهایی از آن را به صورت فعال مشاهده کرد

پوره ها با فرا رسیدن بهار زندگی خود را که در زمستان خیلی کندتر می شود از سر می گیرند و بیشتر پوره های سن دوم زمستان را گذرانده اند و آنهایی که در بهار به سن دوم رسیده اند کم کم برای دسترسی به شیره ی گیاهی فراوانتر از روی برگها به روی شاخه های جوان و آبدار نقل مکان می کنند
در خرداد ماه نیز این پوره ها به سن سوم می رسند و با آماده شدن دستگاه زاد آوری که نشانه ی آن نیمکره ای شدن بدن و سخت تر و تیره تر شدن پوسته ی رویه ی پشتی است بارور شده و تخم ریزی را آغاز میکنند با آغاز تخم ریزی که کم کم تخمها به زیر شکم رها می شوند پوست شکم و پاها از روی گیاه میزبان بلند شده و به پشت بدن می چسبد
بالاخره در پایان دوره ی تخم ریزی که خود حشره مرده است بدن آن مانند کاسه ی واوگون یا سر پوشی که از لبه ها به گیاه میزبان چسبیده باشد تخمها را در بر می گیرد و سپری برای آنها در مقابل پدیده های محیط زیست به وجود می آورد هر گاه این سرپوش را با نوک سنجاقی بلند کنیم انبوه فراوانی از تخمها را که آغشته به گرد مومی سفید رنگی است می بینیم
این گرد مومی را که از چسبیدن تخمها به یکدیگر جلوگیری می کند حشره ی ماده به هنگام تخمریزی از غده های ویژه ای تراوش می کند
میانگین تعداد تخمهای یک حشره ماده در روی درختان زیتون رودبار نزدیک به 400 عدد است و بیشترین آن تا 750 عدد شمارش شده است ولی در روی گیاه خرزهره ی کاشته شده در کرانه دریای مازندران هم اندازه ی حشره های ماده درشتتر می شود و هم تعداد تخمهای آنها تا 2000 عدد نیز می رسد.طبق بررسیهای انجام شده تعداد تخمهای این حشره در شرایط مساعد به 4000 نیز می رسد
روی هم رفته شرایط اکولوژیکی محیط زیست بر درشتی اندازه و باروری شپشک سیاه مانند شپشکهای دیگر تاثیر زیادی دارد مثلا به درجه حرارت هوا و نم نسبی هوا و فراوانی شیره ی گیاهی میزبان (رشد کافی و سریع) بستگی زیادی دارد بنابراین تصور می رود پایین بودن میزان باروری این شپشک در رودبار به کم بودن شیره ی گیاهی درختان زیتون به ویژه در درختان کهنسال و کمی دما و نم هوای این منطقه در مقایسه با آب و هوای کرانه های دریای مازندران بستگی داشته باشد ولی در همانجا هم در روی گیاهان پاکوتاه مانند بادنجان آفتابگردان و برخی گیاهان هرز که ساقه ی آبدارتری دارند و در پیرامون آنها دما و نم بیشتری وجود دارد شپشکها خیلی درشت ترند و تخم بیشتری دارند
...
...
...

مبارزه با شپشک سیاه زیتون

گرچه زاد اوری این حشره بسیار زیاد است و گسترش آن به سرعت صورت می گیرد ولی مهار کردن آن با سمهای حشره کش آسان است و می توان از خسارت آن جلوگیری به عمل آورد ولی چون از طرفی کاربرد سموم حشره کش در مبارزه با آفات پایانی ندارد و برای جلوگیری از زیان این آفت نیز دست کم باید همه ساله دوبار درختان آلوده را سمپاشی کرد و از طرف دیگر سمپاشی که باید از طرف عموم زیتون کاران صورت گیرد در پهنه ی گسترده ی زیتون کاریها صرف نظر از هزینه ی هنگفت دشواریهای دیگری از نظر به هم خوردن تعادل طبیعی منطقه و آلوده شدن محیط زیست در بر دارد از این رو در برخی از کشورهای زیتون خیز از جمله آمریکای شمالی برای مبارزه با این آفت ترجیح می دهند که از دشمنان طبیعی آن کمک بگیرند تا نیازی به سمپاشی شیمیایی نباشد و یا دست کم از تکرار آن جلوگیری شود

دشمنان طبیعی شپشک سیاه زیتون

زنبورها hymenoptera
- در استرالیا آفریقا اسرائیل و کالیفرنیا coccophagus pulchellus westw(aphelinidae)
-در استرالیا و کالیفرنیا
diversinerus elegans silvestri (encyrtidae)h
diversinerus smithi compere(encyrtidae)h
- در آمریکای جنوبی
lecaniobius utilis compere euplemidae
- در پرو کرانه های دریای مدیترانه و کالیفرنیا
metaphcus flavus howard (encyrtidae)l

از سخت بالپوشها coleoptera
-کرانه ی دریای مازندران
adalia sp
- همه جا
chilochorus dipustulatus l
- قفقاز و بیشتر جاهای جنوب کشور شوروی و اروپا
coccinela 14-punctata l
- همه جا
coccinela septempunctata l
- در کشورهای کنار دریای مدیترانه و جنوب روسیه مرکز و شمال ایران در کرانه های دریای خزر
exochomus quadripustulatus l

از پروانه ها
lepidoptera
-در کشورهای کنار دریای مدیترانه و آفریقای غربی
eublemma scitula ramb (nuctudiae)l
از بالتوریها
neuroptera
در کالیفرنیا
agulla bractea carpenter (raphidiidae)l
-در همه جا
chrysopa ssp(chrysopidae)l
از قارچهای انگل
entomogenous fungi
- در کرانه ی دریای خزر در ایران و کرانه دریای مدیترانه و در کرانه دریای سیاه در شوروی
cephalosporium leucanii zimm

مبارزه ی شیمیایی
اثر سمپاشی برای مبارزه با شپشک سیاه زیتون در سنین جوانی و زمانی که پوره ها در سن یکم هستند بیشتر است برای سمپاشی آنها از سمهای فسفره یا کاربامات یا یکی از امولسیون های روغنی تابستانی محلول در آب را میتوان با موفقیت به کار برد.
برخی از سموم فسفره و دوواز کاربرد آنها
سوپراسید 40% یک در هزار
دیازمون 60% یک در هزار
مالاتیون 50% دو تا دو و نیم در هزار

 


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


Palpita unionalis


پروانه جوانه خوار زیتون یکی از مهم ترین آفات زیتون در نهالستان ها و باغات جوان زیتون می باشد. بیولوژی این آفت در شرایط آزمایشگاهی و مزرعه ای بررسی گردید. پروانه جوانه خوار زیتون یک روز پس از ظهور جفتگیری کرده و از روز سوم تخمریزی می نماید. ماده ها تخم های خود را بصورت تکی یا یک ردیفی و اغلب در سطح زیرین برگ های جوانه های انتهایی قرار می دهند. هر حشره ماده به طور متوسط375.125±29 تخم می گذارد و بیشترین میزان تخمریزی را در روز سوم دارد. دوره انکوباسیون تخم3.42±0.81 روز می باشد. این حشره دارای پنج سن لاروی می باشد و لارو ها در سنین اول و دوم به رنگ زرد روشن و سنین بعدی سبز رنگ می باشند. طول دوران لاروی 22.28±0.22روز می باشد. لاروها برگ های جوانه های انتهایی را با ترشحات ابریشمی به یکدیگر چسبانده و در سنین اول و دوم از پارانشیم زیرین برگ و در سنین بالاتر کل برگ به جز رگبرگ اصلی را مورد تغذیه قرار می دهند و در شرایط تراکم بالا از پوست ساقه های نرم و نازک و نیز گوشت میوه ها تغذیه می کنند. میانگین درصد تلفات لاروی حدود 30% بود. شفیره در درون پناهگاه های ایجاد شده توسط لاروهای سن آخر تشکیل می شود. طول دوران شفیرگی 7.83±0.112 روز و میانگین تلفات این مرحله حدود 14% می باشد. نسبت جنسی حشرات کامل (ماده:نر) (14/1 :1) و میانگین طول عمر حشرات نر و ماده به ترتیب 14.33±2.49و 12.59±1.63روز می باشد. این حشره در شرایط آزمایشگاهی 8 نسل کامل با میانگین42±0.821 روز و در شرایط منطقه طارم حداقل 4 نسل کامل تولید می کند.
میانگین مرگ و میر حاصله توسط عوامل غیر زنده برای هر نسل به ترتیب: 7/26%, 4/13%, 50% و 4/23% محاسبه گردید. از نظر آماری بین میانگین طول نسل های مختلف در طبیعت در سطح 1% تفاوت معنی دار وجود داشت
(P<0.0001).نسل پنجم آخرین نسل این آفت در منطقه است که فرم زمستان گذران آفت را تشکیل می دهد. زمستان گذرانی این حشره بیشتر به صورت لاروهای سنین سوم تا پنجم و نیز شفیره ها در لابلای برگ ها خصوصا جوانه های انتهایی می باشد.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

کنترل:

در حال حاضر گزارشی از دشمنان طبیعی این حشره در دست اینجانب نیست.

برای کنترل شیمیایی نیز سمومی مثل دیازینون و آزینفوس متیل (گوزاتیون) معرفی شده است.

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

تریپس زیتون

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

 

منتظر نظراتتون هستیم

 

جهت آشنایی با بیماریهای زیتون روادامه مطلب کلیک کنید.


بیماری های زیتون 1- 2 - 3

زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه. عمر برخی از آنها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد. ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن آن است. کشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از کل سطح زیر کشت زیتون دنیا می باشند. ۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به کار میرود.
اسپانیا برگترین تولیدکننده روغن زیتون جهان است ( ۲۳% ). بعد از آن ترکیه (۱۲% ) ،امریکا (۱۱.۴%) ، مراکش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).
درخت زیتون قادر است خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد. این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد. اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به کمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند. زیتون به عنوان یک گونه گیاهی مقاوم به خشکی شناخته می شود و می تواند استرس های آبی را تحمل کند. حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مکعب در هکتار است. بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشکیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان که اندازه میوه ها افزایش پیدا می کند، مورد نیاز است. زیتون میتواند در خاکهای فقیر و خاکهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد کند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید که در خاکهای عمیق کشت شده اند. زیتون خاکهای شور و قلیایی و خاکهایی که آهک زیادی دارند را هم تحمل می کند.
سیستم ریشه ای زیتون سطحی است و قادر به تحمل خاکهای غرقاب شده نیست و حتی در خاکهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاک نفوذ می کند. بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراکم، میانگره های کوتاه و برگهای متراکم است که اگر با هرس راه باریکی در شاخه ها باز نکنیم، مانع از رسیدن نور به مرکز درخت می شوند.
کنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند. این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند. هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل است که این تعداد به نوع کلتیوار و شرایط زراعی آن سال بستگی دارد. اگر در کنار همه برگها یک گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج درصد از این گلها به میوه تبدیل می شوند.
زیتون توسط باد گرده افشانی می شود. در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشک منجر به آسیب دیدن فرایند تشکیل میوه می گردد. بیشتر کلتیوار های زیتون در حالت تک کشتی (monoculturing) هم تولید میوه می کنند ولی محصول آنها در شرایط cross_pollination بهتراست. برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.
سطح زیر کشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هکتار است که از هر هکتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی که مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت است. زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع کلتیوار بعد از ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی است کاملا صنعتی . ۲۰% از محصول زیتون کشور برای تهیه کنسرو و بقیه برای تولید روغن استفاده می شود.


 

 گره زیتون : Olive Knot

▪ عامل بیماری :

Pseudomonas syringae p.v savastanoi
▪ رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .

علائم:

روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند. سپس بعد از اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تکثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند. گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تکثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول استیک اسید (IAA) توسط سلولهای باکتری است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می کنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند. در شاخه های کوچک ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند. این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به کاهش محصول می شوند. در ضمن گره ها باعث کاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های کشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.
 

 http://www.fao.org/docrep/007/y5041e/y5041e-19.jpg


▪ اپیدمیولوژی :
باکتر یها با آب باران در کل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند. باکتری ها معمولا از جای افتادن برگها، ترکهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می کنند. جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی است که در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باکتری دارند.

▪ کنترل :
کنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوکولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باکتری کشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی است. ( مس تنها ماده ای است که برای کنترل گره زیتون ثبت شده است ). ترکیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می کنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.
چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز بعد از کاشت درخت شروع می کنیم. در ضمن باید توجه داشت که درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن ترکهای زیادی در پوست آنها می شود که باکتری از طریق آنها می تواند آلودگی ایجاد کند. بنابراین استفاده از سموم مسی در درختان جوان برای کاهش تکثیر اینوکولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.
باکتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند. بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی استفاده کرد. در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لکه طاووسی زیتون نیز هست. آزمایشات نشان داده اند که یکبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون کافی نیست. حداقل دوبار سمپاشی در سال، یکی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز است.
میزان حفاظت ترکیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوکولوم موجود در دوران آلودگی دارد. بنابراین بهترین روش این است که مقدار اینوکولوم را کاهش دهیم. سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوکولوم بسیار موثر است. بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا بعد از یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد. در حالتی که اینوکولوم باکتری روی درختان زیاد است، میزان محافظت ترکیبات مسی حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشی را انجام دهیم.
اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترک می خورد .این ترکها نقاط ایده آلی برای نفوذ باکتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند. زمانی که باکتری در ترکهای ناشی از سرمازدگی تکثیر شود، مقدار اینوکولوم به شدت افزایش پیدادخواهد کرد و کنترل بسیار مشکل خواهد شد. پس بعد از یخبندان هم سمپاشی لازم است.
اینکه از چه نوع سم مسی استفاده کنیم، چندان مهم نیست. Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یک میزان باعث کنترل گره زیتون می شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشی است. در ضمن این موضوع برای مبارزه با لکه طاووسی زیتون هم صدق می کند.
روش دوم مبارزه هرس کردن است ولی باید توجه داشت که هرس کردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد که میزان اینوکولوم در باغ کم باشد. در باغهایی که به شدت آلوده اند،هرس کردن مناسب به منظور از بین بردن اینوکولوم امکان پذیر نیست. در این حالت تنها روش ممکن، هرس شاخه های اصلی کل درخت یا بخشی از آن است ، به این منظور که در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد کنند.

 


 

 پاییز بدترین زمان برای هرس درختان زیتون است. نکات زیر را قبل از هرس کردن در نظر داشته باشید :
حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) :

کنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازک و کوچک را از دمای بسیار پایین حفاظت کند. انجام هرس برای خلوت کردن کنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد که کنترل آن بسیار مشکل است.

مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) :
هرس روش بسیار مناسبی برای کنترل اندازه درخت است به ویژه وقتی که کم کردن حجم درخت مد نظر نیست. بنابراین بهترین کار این است که تا بهار، تا وقتی که مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری است، صبر کنید. سپس میزان شدت هرس را انتخاب کنید.


گره زیتون :
همانطور که گفته شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود که برای تولید آلودگی مناسبند. باران باکتری ها را در طول درخت جابجا می کند و آلودگی گسترش می یابد.
پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهیم. در ضمن وسایل هرس را باید بعد از هرس هر درخت ضد عفونی کرد.

 


 بیماری های قارچی درختان زیتون

 پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون : Olive Verticillium Wilt

عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.

رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است. در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.

آلودگی و گسترش:

پژمردگی ورتیسیلیومی یکی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری کشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی که در فضای سبز به کار رفته اند، حمله می کند. نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای که باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاکهای آلوده، تسهیل می کنند.

تغییر رنگ آوندها در پژمردگی ورتیسیلیومی ( این علامت معمولا در زیتون دیده نمی شود ) :


 

کلاهک های قارچ آرمیلاریا :

علائم پوسیدگی ناشی از آرمیلاریا روی چوب ( صفحات بادبزنی میسلیوم کاملا مشخصند):

 

ریزومرف های قارچ روی چوب :



شرح بیماری :
به عنوان یک قارچ خاکزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی که دمای هوا پایین است، حمله میکند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی کند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد کرده، ازمیان آوندها شروع به حرکت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می کشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث کاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توکسین هایی که توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاک و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید کنیدی هایی می کنند که عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میکرواسکلروت هم میکند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میکرواسکلروت تولید میکند که البته میکرواسکلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاک به صورت میکرواسکلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تکثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی کنند.


علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیک زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاکستری کدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های که بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممکن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تکی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا کل تاج درخت ممکن است در طول یک فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ کل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی که آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبکش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون کمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بکنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده کنید. ولی برای اینکه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه کشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتکثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.


کنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می کند. استفاده از قارچکش ها هم موثر نیست. حتی ترکیبات سیستمیک هم اثر کمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.

پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امکان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی که به عنوان خوراک دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاکها به آسانی قبل از کشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاک زنده بماند و به محض کشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده کند. بنا براین بهتر است تا جایی که ممکن است از کشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی که سبزیجات به مدت طولانی در آنها کشت می شده اند خودداری کنیم.

ضدعفونی خاک با حرارت دادن خاکهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاک گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .

آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای کاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های کشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از کشت در محلی که به وجود بیماری در آن شک دارید، آن را آبیاری کنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاک را با یک پلاستیک شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امکان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیک را با خاک محکم کنید و روی چند نقطه از پلاستیک خاک بریزید تا مانع از حرکت پلاستیک موقع وزش باد شود. محلی که برای آفتاب دهی انتخاب می کنید باید کاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاک را گرم و ضدعفونی کند.


آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیک ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع کنید و خاک را آبیاری کنید. پلاستیک ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاک قرار داده شوند. اگرچه دمای خاک در طول دوره های آفتابی کنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاک با این روش کاهش پیدا کرد و جمعیت میکروارگانیسم های مفید خاک به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد کرد و دوباره کمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.


تدخین خاک (Soil Fumigation) روش دیگری است که می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از کشت ضدعفونی کرد ولی بهتر است از کشت در زمین آلوده خودداری کنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث کنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی که محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.


مخلوط کلروپیکرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاک هستند.


نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش کنترل قارچ Armillaria آمده است.

راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یک واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.

بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( که یک میزبان مطلوب است و اینوکولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده کدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشک، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.


از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنکیو، نراد، سروکوهی، نوئل، سرخدار، تمام تک لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالک، شاه بلوط، بلوط، مرکبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.

اقدامات زراعی مثل استفاده از کودها، مدیریت صحیح آبیاری و کنترل علفهای هرزکم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند. هدف اکثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است. البته هیچکدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.

 


 

چشم طاووسی زیتون Peacock spot ( Olive leaf spot Olive )

بیماری در شمال وجود دارد ولی خسارتزا نیست.Spilocea oleaginea عامل بیماری است که فرم جنسی آن دیده نشده است. فرم غیرجنسی باعث آلودگی و بقا می‌شود. ایجاد لکه‌های سبزتیره با هاله زرد دراندامهای هوایی می‌کند.بیماری پلی‌سیکل است


 

بیماری لکه زیتونی مو Grapevine olive spot

بیماری برای اولین بار توسط اسفندیاری در سال 1950(1328) وسپس Steyaert در سال 1953 گزارش شده است. عامل بیماری قارچ Asperisporium vitiphyllum است که بیشتر به برگها حمله می‌کند. درگذشته عامل را Stigmina esfandiarii می‌نامیدند. علائم بیماری با ظهور لکه‌های نسبتاً گرد و سیاه مایل به زیتونی در روی دو سطح برگ مشاهده می‌شود. در اطراف لکه‌ها معمولاً هاله شفافی دیده می‌شود. رشته‌های میسلیوم قارچ در پارانشیم برگهای آلوده فعالیت دارند و با ایجاد هاستوریم از مواد غذائی سلولهای پارانشیمی تغذیه می‌کنند. بعد ازتوسعه‌ی قارچ در دو طرف سطح برگ کنیدیوفرهای دسته‌ای شکل همراه با کنیدیهای زیتونی مایل به قهوه‌ای چند حجره‌ای تشکیل می‌شود. میسلیوم قارچ در بقایا و جوانه‌های آلوده زمستان گذرانی می‌کند.

کنترل:

1- زینب(دیتان ز د 78) wp 80% و 2-1 درهزار

2- کاپتان wp 50% و 3- 2.5 درهزار

توصیه‌ها: جمع آوری برگها و بقایا و شخم پای درختان مـو باعث کاهش حملهِ اولیه قارچ می‌شود

 


بیماریهای درختان زیتون

زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه. عمر برخی از آنها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد. ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن آن است. کشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از کل سطح زیر کشت زیتون دنیا می باشند. ۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به کار میرود.
اسپانیا برگترین تولیدکننده روغن زیتون جهان است ( ۲۳% ). بعد از آن ترکیه (۱۲% ) ،امریکا (۱۱.۴%) ، مراکش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).
درخت زیتون قادر است خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد. این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد. اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به کمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند. زیتون به عنوان یک گونه گیاهی مقاوم به خشکی شناخته می شود و می تواند استرس های آبی را تحمل کند. حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مکعب در هکتار است. بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشکیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان که اندازه میوه ها افزایش پیدا می کند، مورد نیاز است. زیتون میتواند در خاکهای فقیر و خاکهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد کند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید که در خاکهای عمیق کشت شده اند. زیتون خاکهای شور و قلیایی و خاکهایی که آهک زیادی دارند را هم تحمل می کند.
سیستم ریشه ای زیتون سطحی است و قادر به تحمل خاکهای غرقاب شده نیست و حتی در خاکهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاک نفوذ می کند. بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراکم، میانگره های کوتاه و برگهای متراکم است که اگر با هرس راه باریکی در شاخه ها باز نکنیم، مانع از رسیدن نور به مرکز درخت می شوند.
کنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند. این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند. هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل است که این تعداد به نوع کلتیوار و شرایط زراعی آن سال بستگی دارد. اگر در کنار همه برگها یک گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج درصد از این گلها به میوه تبدیل می شوند.
زیتون توسط باد گرده افشانی می شود. در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشک منجر به آسیب دیدن فرایند تشکیل میوه می گردد. بیشتر کلتیوار های زیتون در حالت تک کشتی (monoculturing) هم تولید میوه می کنند ولی محصول آنها در شرایط cross_pollination بهتراست. برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.
سطح زیر کشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هکتار است که از هر هکتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی که مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت است. زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع کلتیوار بعد از ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی است کاملا صنعتی . ۲۰% از محصول زیتون کشور برای تهیه کنسرو و بقیه برای تولید روغن استفاده می شود.
● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : Olive Knot
● عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae

 

 

 

در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .
● علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند. سپس بعد از اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تکثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند. گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تکثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول استیک اسید (IAA) توسط سلولهای باکتری است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می کنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند. در شاخه های کوچک ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند. این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به کاهش محصول می شوند. در ضمن گره ها باعث کاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های کشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.
● اپیدمیولوژی :
باکتر یها با آب باران در کل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند. باکتری ها معمولا از جای افتادن برگها، ترکهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می کنند. جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی است که در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باکتری دارند.
● کنترل :
کنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوکولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باکتری کشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی است. ( مس تنها ماده ای است که برای کنترل گره زیتون ثبت شده است ). ترکیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می کنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.
چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز بعد از کاشت درخت شروع می کنیم. در ضمن باید توجه داشت که درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن ترکهای زیادی در پوست آنها می شود که باکتری از طریق آنها می تواند آلودگی ایجاد کند. بنابراین استفاده از سموم مسی در درختان جوان برای کاهش تکثیر اینوکولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.
باکتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند. بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی استفاده کرد. در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لکه طاووسی زیتون نیز هست. آزمایشات نشان داده اند که یکبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون کافی نیست. حداقل دوبار سمپاشی در سال، یکی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز است.
میزان حفاظت ترکیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوکولوم موجود در دوران آلودگی دارد. بنابراین بهترین روش این است که مقدار اینوکولوم را کاهش دهیم. سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوکولوم بسیار موثر است. بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا بعد از یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد. در حالتی که اینوکولوم باکتری روی درختان زیاد است، میزان محافظت ترکیبات مسی حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشی را انجام دهیم.
اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترک می خورد .این ترکها نقاط ایده آلی برای نفوذ باکتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند. زمانی که باکتری در ترکهای ناشی از سرمازدگی تکثیر شود، مقدار اینوکولوم به شدت افزایش پیدادخواهد کرد و کنترل بسیار مشکل خواهد شد. پس بعد از یخبندان هم سمپاشی لازم است.
اینکه از چه نوع سم مسی استفاده کنیم، چندان مهم نیست. Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یک میزان باعث کنترل گره زیتون می شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشی است. در ضمن این موضوع برای مبارزه با لکه طاووسی زیتون هم صدق می کند.
روش دوم مبارزه هرس کردن است ولی باید توجه داشت که هرس کردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد که میزان اینوکولوم در باغ کم باشد. در باغهایی که به شدت آلوده اند،هرس کردن مناسب به منظور از بین بردن اینوکولوم امکان پذیر نیست. در این حالت تنها روش ممکن، هرس شاخه های اصلی کل درخت یا بخشی از آن است ، به این منظور که در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد کنند.
علی رغم آنچه که به نظر می رسد، پاییز بدترین زمان برای هرس درختان زیتون است. نکات زیر را قبل از هرس کردن در نظر داشته باشید :
_ حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) : کنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازک و کوچک را از دمای بسیار پایین حفاظت کند. انجام هرس برای خلوت کردن کنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد که کنترل آن بسیار مشکل است.
_ مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسیار مناسبی برای کنترل اندازه درخت است به ویژه وقتی که کم کردن حجم درخت مد نظر نیست. بنابراین بهترین کار این است که تا بهار، تا وقتی که مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری است، صبر کنید. سپس میزان شدت هرس را انتخاب کنید.
_ گره زیتون : همانطور که گفته شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود که برای تولید آلودگی مناسبند. باران باکتری ها را در طول درخت جابجا می کند و آلودگی گسترش می یابد.

 

پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهیم. در ضمن وسایل هرس را باید بعد از هرس هر درخت ضد عفونی کرد.● بیماری های قارچی :
۱) پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون : Olive Verticillium Wilt
عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.
رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است. در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.
آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یکی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری کشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی که در فضای سبز به کار رفته اند، حمله می کند. نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای که باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاکهای آلوده، تسهیل می کنند.
● شرح بیماری :
به عنوان یک قارچ خاکزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی که دمای هوا پایین است، حمله میکند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی کند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد کرده، ازمیان آوندها شروع به حرکت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می کشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث کاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توکسین هایی که توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاک و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید کنیدی هایی می کنند که عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میکرواسکلروت هم میکند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میکرواسکلروت تولید میکند که البته میکرواسکلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاک به صورت میکرواسکلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تکثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی کنند.
● علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیک زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاکستری کدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های که بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممکن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تکی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا کل تاج درخت ممکن است در طول یک فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ کل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی که آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبکش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون کمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بکنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده کنید. ولی برای اینکه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه کشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتکثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.
کنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می کند. استفاده از قارچکش ها هم موثر نیست. حتی ترکیبات سیستمیک هم اثر کمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.
پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امکان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی که به عنوان خوراک دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاکها به آسانی قبل از کشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاک زنده بماند و به محض کشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده کند. بنا براین بهتر است تا جایی که ممکن است از کشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی که سبزیجات به مدت طولانی در آنها کشت می شده اند خودداری کنیم.
ضدعفونی خاک با حرارت دادن خاکهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاک گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .
آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای کاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های کشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از کشت در محلی که به وجود بیماری در آن شک دارید، آن را آبیاری کنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاک را با یک پلاستیک شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امکان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیک را با خاک محکم کنید و روی چند نقطه از پلاستیک خاک بریزید تا مانع از حرکت پلاستیک موقع وزش باد شود. محلی که برای آفتاب دهی انتخاب می کنید باید کاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاک را گرم و ضدعفونی کند.
آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیک ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع کنید و خاک را آبیاری کنید. پلاستیک ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاک قرار داده شوند. اگرچه دمای خاک در طول دوره های آفتابی کنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاک با این روش کاهش پیدا کرد و جمعیت میکروارگانیسم های مفید خاک به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد کرد و دوباره کمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.
تدخین خاک (Soil Fumigation) روش دیگری است که می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از کشت ضدعفونی کرد ولی بهتر است از کشت در زمین آلوده خودداری کنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث کنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی که محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.
مخلوط کلروپیکرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاک هستند.
نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش کنترل قارچ Armillaria آمده است.
راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یک واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.
بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( که یک میزبان مطلوب است و اینوکولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده کدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشک، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.
از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنکیو، نراد، سروکوهی، نوئل، سرخدار، تمام تک لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالک، شاه بلوط، بلوط، مرکبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.
اقدامات زراعی مثل استفاده از کودها، مدیریت صحیح آبیاری و کنترل علفهای هرزکم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند. هدف اکثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است. البته هیچکدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.

 

2) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون : Armillaria Root Rot
عامل بیماری : Armillaria mellea
رده بندی عامل بیماری: Basidiomycota , Basidiomycets , Agaricales , Tricholomataceae
علائم :
این قارچ که به قارچ عسلی (Honey fungus) هم معروف است به ریشه ها حمله می کند. ریشه هایی که توسط آرمیلاریا آلوده شده اند، دارای صفحات بادبزنی شکل به رنگ سفید مایل به زرد بین پوست و چوب خود هستند. گاهی اوقات ریزومرف هایی به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در سطح ریشه ها قابل مشاهده اند.( ریزومرف ها شامل مجموعه ای از ریسه ها هستند. یک تا سه میلیمتر قطر دارند و به عنوان عامل بقای قارچ ازفصلی به فصل دیگر و در شرایط نامناسب مثل خشکی و آتش عمل می کنند. در ضمن می توانند در ریشه های گیاهان میزبان نفوذ کرده و آنها را آلوده کنند. ) قارچ آرمیلاریا گاهی به زیتون حمله می کند و در برخی اوقات باعث مرگ درخت می شود.
علائم هوایی مشابه علائم ایجاد شده در اثر سایر بیماری های ریشه است مثل کاهش رشد، کوچکی و زرد شدن برگها، خشکیدگی شاخه ها و ضعف عمومی درخت.
در بعضی از گیاهان، کلاهک های قارچ در پایه درختان آلوده به آرمیلاریا، در طول پاییزهایی که هوا سرد و بارانی است، دیده می شوند. ولی چنین موردی به ندرت در درختان زیتون مشاهده شده است.● شرح

  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

بیماری :
قارچ به صورت میسلیوم یا ریزومرف در درختان آلوده یا در ریشه های در حال فساد زندگی می کند. روش اصلی انتقال آن از درختی به درخت دیگر به وسیله ریزومرف ها یا تماس مستقیم ریشه ها است. اسپورهایی که از کلاهک های قارچ بوجود می آیند، عمدتا ابتدا بر کنده های مرده یا مواد چوبی رشد می کنند و سپس با تولید ریزومرف به ریشه های زنده ( به طور مستقیم یا از راه زخم ) حمله می کنند.
مبارزه:
- جمع آوری کنده ها و ریشه های درختان قطع شده تا قارچ آنها را آلوده نکند و اینوکولوم افزایش نیابد.
- عدم کشت در زمین های آلوده
- گاهی اوقات خندقی دور تا دور درختان آلوده حفر می کنند تا مانع از رشد ریزومرف ها به طرف درختان سالم شود.
ـ تدخین خاک با استفاده از مواد شیمیایی:
برای تدخین از متیل بروماید استفاده می کنیم. خاک باید رطوبت کمی داشته باشد و درجه حرارت متوسط آن بیش از ۱۰ درجه باشد. میزان مصرف متیل بروماید بستگی به نوع خاک دارد و بین ۴۰۰ـ۲۰۰ کیلو در هکتار متغیر است. در خاکهای رسی بیشتر و در خاکهای شنی کمتر مصرف میشود. اگر بخواهیم فقط محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، ۲۵۰ گرم سم برای هر محل درخت به قطر سه متر، کافی خواهد بود.
قبل از مبارزه شیمیایی، تمام درختان و کنده های آلوده و در صورت امکان تمام ریشه هایی که بیش از ۲.۵ سانتیمتر قطر دارند را خارج کنید. درختان به ظاهر سالمی که در نزدیکی درختان آلوده قرار دارند نیزاغلب بیمارند. این درختان را نیز از بین ببرید و محدوده آلوده را با استفاده از سموم تدخینی ضدعفونی کنید. درختان، کنده ها و ریشه های خارج شده را باید سوزاند و یا در جایی نگه داشت که آبهای جاری شده از بارندگی، از آنجا به زمین های زراعی جاری نمی شوند.
برای خشک نگه داشتن خاک در طول تابستان از گیاهان پوششی مثل سودان گراس یا آفتابگردان استفاده کنید.هرچه خاک خشک تر باشد، سم ( متیل بروماید ) بیشتر درون آن نفوذ خواهد کرد. بعد از خشک شدن زمین آن را شخم عمیق بزنید. اگر خاک خیلی نرم و پودری است، بعد از اولین بارندگی شخم زدن و تدخین را انجام دهید. شخم زمین های رسی باعث بوجود آمدن کلوخ هایی در سطح آن می شود. افزایش دوز سم باعث افزایش نفوذ آن در خاک می شود ولی این مساله در خاکهای مرطوب چندان صحیح نیست، به ویژه در خاکهایی که رس زیادی دارند. متیل بروماید را تا عمق ۷۵ـ ۴۵ سانتیمتری به وسیله چیزل در خاک تزریق کنید و خاک را با پوشش ضدگاز بپوشانید. پوشش روی زمین را حداقل تا دو هفته برندارید و خاک را تا یک ماه قبل از کشت هوا دهید. زمان تدخین خاک می تواند از اواخر تابستان تا اویل پاییز باشد.
●● نکته :
به ندرت می توان قارچ را ریشه کن کرد، مگر در نواحی محدود. اگر خاک خیس است و تا اعماقی که ریشه ها رشد می کنند، دارای لایه های رسی است، تدخین کردن زیاد موفق نیست. بهترین ریشه کنی در خاکهایی کم عمق با عمق کمتر از ۱.۵ متر صورت می گیرد.
۳ ) پوسیدگی های فیتوفترایی ریشه و طوقه زیتون : Phytophthora Root And Crown Rot
● عامل بیماری :
گونه های مختلفی از فیتوفترا به زیتون حمله می کنند که از نقاط مختلف گزارش شده اند. در استرالیا Ph . cinnamomi در کالیفرنیا Ph . citricola و Ph .dreschleri به عنوان عوامل اصلی پوسیدگی ریشه و طوقه زیتون شناخته شده اند. در ایتالیا هم گونه Ph .palmivora به عنوان عامل مرگ درختان جوان شناسایی شده است.
● رده بندی عامل بیماری :
Stramenopila , Oomycota , Oomycetes , Peronosporales , Pythiaceae
● شرح بیماری :در بیشتر نقاط این بیماری، بیماری خیلی مهمی محسوب نمی شود و همانند سایر بیماری های ناشی از فیتوفترا تحت شرایط خنک و خیسی خاک و بالا بودن رطوبت نسبی بوجود می آید. بنابراین در بخش های پست باغ و کلا در مناطقی که زهکشی خوبی ندارند، رخ میدهد. در بیشتر موارد فیتوفترا اول در سطح خاک یا نزدیک به آن به گیاه حمله می کند و باعث آبسوختگی پوست می شود که بعدا به صورت نواحی سیاه در می آید. اگر این ناحیه دور تا دور تنه درخت را بگیرد باعث مرگ درخت می گردد. در مراحل اول بیماری پوست ساقه محکم و دست نخورده است در حالی که بعدا پوست لعابی شده و ممکن است دارای تراوشات صمغی و آبکی باشد.
فیتوفترا به ریشه ها هم حمله می کند و باعث پوسیدگی و قهوه ای رنگ شدن ریشه های اصلی یا فرعی می شود.
علائم هوایی به صورت کاهش شدید برگها، کم پشت شدن شاخ و برگ، خشکیدگی سرشاخه ها و عدم رشد انتهایی و بالاخره مرگ اندام های هوایی بالای ناحیه آلوده می باشد. درختان آلوده ممکن است به تدریج ضعیف شوند و طی چندین سال ازبین بروند و یا در همان فصل زراعی که علائم هوایی ظاهر می شوند، بمیرند.
فیتوفترا در بافتهای آلوده به صورت میسلیوم، اووسپور یا کلامیدوسپور زمستان گذرانی میکند. گونه های فیتوفترا می توانند تا چند سال در خاک زنده بمانند و بیماری های ناشی از آنها در شرایط مرطوب تشدید می شود.
● کنترل:
ـ رعایت بهداشت زراعی : ضدعفونی وسایل مورد استفاده ( عامل بیماری حتی به وسیله کفش ها هم می تواند در باغ پخش شود )
ـ آگاهی از سابقه کشت زمین و بیماری های آن چون فیتوفترا داری دامنه میزبانی وسیعی است و عدم کشت در زمین های آلوده.
ـ اصلی ترین راه کنترل فیتوفترا مدیریت صحیح آبیاری باغ است. باید از کشت در خاکهایی که در معرض غرقاب شدن هستند خودداری کرد و نازل های سیستم آبیاری را دور از تنه درختان نگه داشت. بهبود وضع زهکشی زمین اثرات مطلوبی خواهد داشت. ( کشت در خاکهای سبک با زهکشی سریع )
ـ هیچ نوع کنترل شیمیایی برای فیتوفترا در زیتون انجام نمی شود ( البته در برخی موارد در نهالستان ها از متالاکسیل استفاده می کنند ولی در باغهای زیتون خیر ).

 

۴) لکه طاووسی زیتون (Olive Peacock Spot) :
عامل بیماری : Spilocaea oleagina
رده بندی عامل بیماری : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales , Dematiaceae

  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

 

 

علائم و خسارت :
این بیماری به نام لکه چشم پرنده ای (Bird&#۰۳۹;s Eye Spot) زیتون هم خوانده می شود. علائم به صورت لکه هایی است که روی برگها، میوه ها و دم میوه ها بوجود می آیند ولی اکثر آنها روی برگها دیده می شوند. روی برگ، این لکه ها گرد یا حلقوی و ابتدا دودی رنگند ولی بعدا به رنگ قهوه ای در می آیند که هاله ای زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است. این لکه ها در ظاهر شبیه به لکه های چشم مانند روی پرهای دم طاووس است و به همین دلیل به این بیماری لکه طاووسی می گویند. اگر تعداد لکه های ایجاد شده روی دمگل ها (Pedicel) زیاد باشد، باعث ریزش شدید میوه می شود. برگهای آلوده کلروزه شده، در نهایت می ریزند. سرشاخه ها نیز ممکن است در اثر ریزش برگها از بین بروند. ریزش شدید برگها باعث ضعیف شدن درخت یا مرگ درختان کوچک می شود و مقدار محصول کاهش می یابد. البته چند سال طول می کشد تا بیماری روی درخت به صورت حاد درآید.
بیولوژی :
قارچ درون لکه های موجود در برگهایی که روی درخت باقی مانده اند، زمستان گذرانی می کند.کنیدی هایی که در برگهای ریخته شده تشکیل می شوند، نقش بسیار کمی در گسترش بیماری دارند. ایجاد آلودگی رابطه نزدیکی با بارندگی دارد و بیشتر آلودگی ها در طول زمستان ایجاد می شوند. دماهای بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود می کند. به همین دلیل بیماری در طول تابستان های گرم و خشک غیرفعال است. در مناطقی که تابستان خشک و زمستان های ملایم دارند، دوره مناسب بیماری پاییز و زمستان ، و درنواحی که زمستان سردتر است، بهار و اوایل تابستان می باشد.
آلودگی هایی که در فصل اخیر ایجاد شده اند، می توانند در فصل بعدی آشکار شوند چون قارچ می تواند در شرایط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقی بماند. در شرایط مناسب، دوره نهفته بیماری (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپیدمیولوژی :
شرایط مناسب برای توسعه بیماری عبارتند از : یک تا دو روز رطوبت نسبی بالا ( نزدیک به اشباع )، دامنه دمایی گسترده ولی اپتیمم بین ۲۱- ۱۸ درجه . تابستان های گرم و خشکیهای طولانی مدت از عوامل محدود کننده بیماری اند.
مبارزه :
رطوبت و سایه اندازی کنوپی را کاهش دهید. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزایش دهید این کار در باغهای مترکم و نهالستان ها اهمیت دارد.
همانطور که در بخش مبارزه با گره زیتون گفته شد، علیه این بیماری از سموم مسی استفاده می شود که معمولا یکبار سمپاشی در سال، در اواخر پاییز، قبل از شروع بارندگی های زمستانه کافی خواهد بود

 

5) سرکوسپوریوز زیتون: Cercosporiose Of Olive

عامل بیماری : Mycocentrospora cladosporioides
رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales

 

● علائم و شرح بیماری:
قارچ دارای اسکلروت هایی به رنگ قهوه ای مایل به سبز، دایره ای یا تا حدودی سیلندری شکل است. کنیدی ها سبز زیتونی و کمی خمیده هستند و ۶-۲ عدد دیواره عرضی دارند. این قارچ باعث بوجود آمدن لکه برگی های خفیفی در زیتون می شود. علائم به شکل لکه های خاکستری تا سربی رنگی است که در سطح زیرین برگ وجود دارند و بعدا کاملا سیاه رنگ می شوند. سطح بالایی برگها کلروزه یا زرد شده، برگهای مسن تر شاخه های خارجی تاج درخت، به ویژه در طول بهار و تابستان، می ریزند.
بیولوژی:
اسکلروت ها عمل بقای قارچ هستند و میسلیوم های جدید از آنها بوجود آمده، در سطح زیرین برگ رشد می کنند. البته گاهی قارچ روی میوه ها تولید کنیدی و کنیدیو فر می کند.
اپیدمیولوژی :
اطلاعات کمی درباره نحوه پخش این بیماری در دسترس است. باران نقش مهمی در انتقال کنیدی ها از برگهای آلوده به برگهای سالم دارد. در ضمن باد هم می تواند کنیدی ها را از برگهای افتاده در کف باغ به سایر برگها منتقل کند. آلودگی های اولیه در پاییز، بعد از اولین بارندگی، از اسکلروت ها بوجود می آیند.

6)آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose
عامل بیماری : Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.
رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.

The Cost of Anthracnose | Olive Oil Times

● شرح بیماری :
این بیماری برای اولین بار از پرتغال گزارش شد.در سطح میوه میتوان با چشم غیر مسلح جوش هایی را دید که توده های اسپور روی آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگی های کوچکی در سطح میوه ها بوجود می آید که با آسروول ها پوشیده می شوند. این فرو رفتگی ها ابتدا به رنگ آجری مایل به کرم هستند که در نهایت به رنگ قهوه ای در می آیند. اندازه این فرورفتگی ها به تدریج در میوه افزایش پیدا می کند و سرانجام تقریبا تمام سطح میوه را می گیرد و باعث چروکیدگی و پژمردگی آن می شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهای نزدیک میوه ازبین می روند ولی برگهای انتهای شاخه به صورت دسته ای در می آیند ( یعنی برگها از یک نقطه یا از نقاط نزدیک به هم روییده اند ) . روی این برگها نقاط قهوه ای رنگی ( که در ابتدا زرد رنگند ) دیده می شود که با یک هاله تیره احاطه شده است. این برگها در طول پیچ می خورند و به شکل ناودان ( جوی ) درمی آیند.
● بیولوژی :
آلودگی های اولیه در اثر اسپورهای تولید شده در آسروول های روی میوه ، برگها و یا شاخه های جوان بوجود می آید. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحرانی حمله بیماری زمانی است که رنگ میوه ها در حال تغییر است و شرایط محیطی مناسب وجود دارد . شیوع بیماری ممکن است با افزایش حمله مگس زیتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
● اپیدمیولوژی :
بهترین شرایط برای توسعه قارچ دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و حداقل رطوبت نسبی مورد نیاز آن ۹۲ درصد است. جوش هایی که در سطح نواحی آلوده بوجود می آیند، از کنیدی هایی تشکیل شده اند که در یک ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. این جوش ها در آب باران حل می شوند و در طول درخت پخش می گردند و یا باد و باران ، هر دو ، کنیدی ها را از درختی به درخت دیگر انتقال می دهند.● مبارزه :
مبارزه بیشتر به روش شیمیایی صورت می گیرد ، با استفاده از سموم مسی یا قارچکش های آلی . سمپاشی را باید قبل از آغاز بارندگی های پاییزه انجام داد.

The Cost of Anthracnose

March 05 2012 | Filed in: Making Olive Oil

Print Friendly

By Julie Butler
Olive Oil Times Contributor | Reporting from Barcelona

The Cost of Anthracnose | Olive Oil Times
Photo: olivediseases.com

Calls are being made for a more concerted effort to combat the devastating olive disease anthracnose, which last season caused about €53 million ($71m) damage to the olive oil sector in Italy’s Puglia region alone.

The fungal disease has also been reported in Portugal, Spain, Greece, Tunisia, Serbia, Montenegro, Australia, New Zealand, South Africa, Brazil, Argentina and Uruguay, and the main treatment – copper-based fungicide – is not always effective in suppressing it.

Italian Member of the European Parliament Sergio Silvestris, who is from Apulia (Puglia), and Australian Vera Sergeeva, who specialises in olive pests and diseases, are among those seeking a stronger response.

Silvestris recently asked in a written question if the European Parliament would allocate funding to “monitor the spread of the epidemic and for preventive measures.”

“The disease is caused by a fungus, and symptoms tend to appear mainly in fruits when they have nearly ripened, posing a serious problem as regards production. Diseased olives drop prematurely from the trees, resulting in yield loss; when pressed they produce a very turbid and highly acidic reddish oil of poor quality,” he said.

In its reply, the EC said that because the organisms causing olive anthracnose – Colletotrichum gloeosporioides and C. acutatum – are widely distributed in the EU, they are not eligible for regulation or a financial contribution under the EU plant health regime. And given other pressing priorities and limited funds, the EC did not envisage allocating specific research funding for monitoring or preventing the disease, it said.

Sergeeva told Olive Oil Times that there was a need for an international group of highly-qualified scientists, industry specialists and olive growers to combine efforts on anthracnose management. Coordination of field trials would help prevent research duplication in different countries and make the research more productive. “We have to share our knowledge and work together,” she said.

What is anthracnose and how widespread is it?

It’s best known for infecting mangoes, but grape, avocado, lemon, orange, almond, strawberry, apple and papaya are among other crops anthracnose affects. Australia’s pistachio farmers, for instance, expected a bumper last year but instead, after summer downpours saw the pest thrive, they had a harvest from hell, with their nuts blackened by the fungal disease.

Sergeeva says that anthracnose is a widespread and severe disease in most olive-growing countries, causing significant yield losses, poor fruit and olive oil quality. “In Spain, the overall loss in net income for the olive industry caused by Colletotrichum fungi is estimated to be over $93.4 million a year,” she said.

“In Australia, the disease affects up to 80 percent of olives in susceptible cultivars such as Barnea, Manzanillo, Kalamata and UC13A6. In Portugal, it is very common and has caused losses of up to 100%, particularly in the widely cultivated variety Galega, which is very susceptible.”

“In autumn 2006, significant losses were reported from cultivars such as Arbequina and Picual, previously regarded as moderately resistant, and widely cultivated throughout the Iberian peninsula,” Sergeeva said.

Sergeeva explained what’s known, and what’s yet to be understood, about anthracnose.

What would be most useful for producers to know about this disease?

The Cost of Anthracnose | Olive Oil TimesDr. Sergeeva: That the infection can persist from season to season

 

 

 

and that its incidence depends on factors including olive variety, environment and the virulence of the pathogen. Warm, rainy, misty and humid conditions or heavy dews have been observed to be associated with severe anthracnose epidemics. Over-watering should be avoided in the grove where anthracnose is present. The objective is to prevent disease outbreaks and the development of severe early-season epidemics.

An olive variety of Italian, Spanish, Greek or Israeli origin will not necessarily behave in the same manner in respect to quality or quantity if grown somewhere else in the world. In Australia, for instance, we can grow olives outside a typical Mediterranean climate – but with risks.

Is fungicide treatment expensive or complicated?

Copper-based fungicides are now the main method of disease control but they are not effective in suppressing anthracnose disease in olives under high disease pressure.

Disease management is also made more difficult by the presence of different species of Colletotrichum (C. acutatum and C. gloeosporioides) and recently a third species in Italy (C. clavatum). Affected groves may have one or both species of the pathogen present.

Complete coverage of large, tall trees is hard to achieve; spraying is not very efficient and might not be justified or feasible. While control might occur in some situations, anthracnose can return annually and warrant a continued treatment. And in rainy years, the application of chemical treatments can be difficult.

Many olive growers complain that strobilurin fungicides are very expensive. Not every olive grower can afford expensive chemicals. And using Amistar is complicated for olive growers because this fungicide is phytotoxic to certain apple varieties. Therefore, as a precaution, Amistar should not be applied when there is a risk of spray drift onto neighboring apple crops.

Resistance to the strobilurin fungicides in anthracnose populations has been reported on some crops.

Is pruning effective in anthracnose disease management?

Yes, it can be. Diseased twigs, peduncles, pedicels and suckers should be pruned during the dormant season and removed from the grove and destroyed. Pruning is also important to maximize sunlight infiltration and air movement within the tree. This helps with the natural control of anthracnose and reduces the pressure on the fungicide. The idea is to try to prevent the life cycle from starting or to interrupt it once started.

The pre-flowering (buds) and flowering (flowers) stages are more critical for infection; however infection also occurs during fruit set. In this case, spraying would be effective in reducing anthracnose. Use two sprays, one before flowering and one in early fruit set.

What are the priorities for research on anthracnose?

The current practice of applying fungicides to control anthracnose disease has not been successful. This appears to be due to inefficient timing of application and the wrong choices of fungicide. While organic olive farmers have virtually no choice in the selection of fungicides, apart from a few types of copper, non-organic farmers have followed an irrational approach to fungicides. Therefore, one of the key objectives of disease management is to develop a rational approach to disease control. Different timings of the application of the pesticides and nutrients need to be tested to measure consequent disease incidence.

Foliar application of nutrients between fruit set and harvest is a relatively new control strategy and needs more research. Other issues needing further study include the impact of soil amendments with nutrients or compost on the development of fungal disease and the interaction between irrigation and the disease.

آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide ۵۰۰ WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox ۵۰۰ WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن باید از کلتیوارهایی استفاده کرد که حساسیت کمتری دارند و میوه هاشان دیرتر می رسد. هرس مناسب سالیانه باعث کاهش اینوکولوم و بهبود گردش هوا در درخت می گردد.


۷) سایر بیماری های قارچی :
ـ شانکر Diplodia : در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسیب مستقیم به درخت نمی شود ولی میتواند باعث تشدید خسارت های ناشی از غدد باکتریایی شود. در حال حاضر مبارزه ای علیه آن صورت نمی گیرد.
ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
در اسپانیا هم عارضه ای که " خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation" یا " پوسیدگی راسی Apical Rot " نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

۸) بیماری هایی با عوامل ناشناخته :


ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking
لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio , Picual و Barnea که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.


ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸ سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های فرصت طلب شویم.
● نماتدهای زیتون : Olive Nematodes
نماتدهای مختلفی به ریشه زیتون حمله می کنند، مانند نماتد مولد غده ( Root Not Nematod ) شامل گونه های مختلفی از جنس Meloidogyne ، نماتد مرکبات ( Tylenchulus semipenetrans )، نماتدهای مولد زخم ( Root Lesion Nematodes ) شامل گونه های مختلفی از جنس Pratylenchus و همینطور دو نماتد دیگر که اهمیت کمتری دارند، شامل نماتد غلاف ( Sheat Nematode ) به نام Hemicycliophora arenaria و نماتد سوزنی ( needle Nematode ) با نام Paralongidorus eucalipti .


● نماتد مولد غده : Root Not Nematode
این نماتد به بسیاری از گیاهان باغی و زراعی، شامل بسیاری از سبزیجات، درختان میوه، انگور، شبدر و یونجه حمله می کند. این نماتد باعث بوجود آمدن گال یا گره روی ریشه ها و کاهش قدرت گیاه، با اختلال در عملکرد ریشه ها می گردد. خسارت در خاکهای سبک و شنی بالاتر است و اگر درختان زیتون در خاکهایی که دارای جمعیت بالایی از این نماتد است کشت شوند، رشد ضعیفی خواهند داشت. این نماتد باعث چروکیدگی و دیر باز شدن شکوفه ها می شود. گزارش شده است که کلتیوارهای Meashon و Tofany به گونه M. incognita مقاومند. کلتیوارهای Krygula و Picual به پوسیدگی ریشه و نماتد M. incognita مقاوم هستند. کلتیوار Allegra که توسط دانشگاه کالیفرنیا ارائه شده است به گونه های مختلف نماتد مولد غده مقاوم است.

نماتد مرکبات : Citrus Nematode

 

این نماتد مخصوصآ در زمین هایی که قبلآ در آنها مرکبات و انگور کشت می شده است، وجود دارد و در ضمن به خاکهای شنی هم محدود نمی شود. بیش از ۵ هزار نماتد ماده در هر ده گرم خاک بالاتر از آستانه خسارت محسوب می شود و چنین زمینی باید با نماتدکشها سمپاشی شود. این نماتد در مرکبات باعث زوال تدریجی درخت می شود و به آن ظاهری ترکه ای ( twiggy )می دهد. تا به حال رقم مقاومی نسبت به این نماتد گزارش نشده است و بهتراست از کشت در خاکهای حاوی این نماتد اجتناب کرد.
نماتد های مولد زخم : Root Lesion Nematodes
گونه های مختلفی از جنس Pratylenchus به زیتون حمله می کنند مانند P.valnus و P. penetrans .این نماتد علاوه بر زیتون از گیاهان دیگری مانند انگور، سبزیجات، درختان میوه، گیاهان زینتی و شبدر گزارش شده است.این نماتد باعث کوتولگی و مرگ شاخه ها در درختان جوان می شود. بافتهای ریشه های فرعی و بخشهایی از ریشه های قطورتر، در اثر تغذیه نماتد از بین می روند و پوسیده شده، تیره رنگ می گردند. خسارت ناشی از پوسیدگی ریشه و پژمردگی های قارچی درگیاهانی که در معرض حمله این نماتدها قرار گرفته اند، شدیدتر است.
برخی معتقدند که P. neglectus از ریشه درختان زیتون تغذیه نمی کند.

divider ~ hearts
سایر نماتدها :
نماتدهای دیگری مثل گونه های مختلفی از جنسهای Helicotylenchus , Xiphinema
Rotylenchulus , Hoplolaimus و Criconemella از باغهای زیتون سایر کشورها گزارش شده اند. ولی میزان خسارت آنها هنوز برآورد نشده است.● کنترل نماتدها :
۱- در صورت امکان از کشت در زمین های آلوده خودداری کنید.
۲- برای تعیین نوع و میزان جمعیت نماتدها، قبل از کشت در زمین، از آن نمونه برداری کنید.
۳- از نهالهای سالم که در مراکز معتبر تهیه شده اند استفاده کنید.
۴- اگر جمعیت نماتدها در خاک زیاد بود، قبل از کشت خاک را با سموم تدخینی ضدعفونی کنید ( با استفاده از متیل بروماید، متام سدیم یا Basamid granular ® ) یا زمین را آیش بگذارید و یا از گیاهان پوششی مقاوم به نماتدها استفاده کنید تا زمانی که جمعیت آنها در خاک کاهش یابد. می توانید برای کم شدن هزینه ها از تدخین نواری استفاده کنید ( Strip Fumigation ) ولی آلودگی مجددآ می تواند از مناطق آلوده به نواحی سالم منتقل شود.
۵- مواد آلی اصلاح کننده خاک در برخی از گیاهان زراعی می توانند تحمل گیاه را نسبت به نماتدها افزایش دهند ولی هنگامی که جمعیت نماتدها بالا است، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.
۶- نماتدکش هایی که بعد از کشت استفاده می شوند مثل Nemacure برای درختان زیتون توصیه نشده اند.
۷- درختان آلوده و ضعیف شده را بیشتر آبیاری کنید تا به درخت استرس وارد نشود. در ضمن توجه داشته باشید که اکثر گیاهانی که به عنوان گیاهان پوششی ( Cover Crops ) به کار می روند، میزبان نماتدهای مولد غده و مولد زخم هستند.
نحوه تدخین خاک :
نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش مبارزه با قارچ آرمیلاریا شرح داده شد. در این بخش نحوه تدخین با متام سدیم را شرح می دهیم:
برای استفاده از متام سدیم خاک باید مرطوب باشد ( برعکس متیل بروماید ) به همین دلیل، برای بدست آوردن نتیجه مناسب، خاک را از آب اشباع کنید ( نه غرقاب ) . در ضمن به آبی که در طول مبارزه به زمین می دهید حتمآ مقداری متام سدیم اضافه کنید، طوری که غلظت سم در تمام لوله های آبیاری یکنواخت باشد.
بعد از کاربرد سم در خاکهایی که بافت سبک دارند، به آسانی زهکشی می شوند و گرم هستند، به مدت ۲۱ - ۱۴ روز از کشت خودداری کنید. وقتی خاک سرد است و بافت ریزی دارد یا مقدار آلودگی در آن بالا است، ۶۰ - ۳۰ روز از کشت کردن خودداری کنید.این روش ( استفاده از متام سدیم در آب آبیاری ) به ندرت اعماق بیش از یک متر را ضدعفونی می کند. این ماده کمتر از متیل بروماید که تحت شرایط خشک به کار می رود موثر است اما در نقاطی که خاک بیش از اندازه برای استفاده از متیل بروماید مرطوب است ،می توان از متام سدیم استفاده کرد.
برای ضد عفونی خاک باید زمین را به عمق ۲۰ - ۱۵ سانتیمتر شخم زد و تسطیح نمود و سپس سم را به نسبت ۶ - ۵ درصد با آب مخلوط کرد . ۱۵۰ لیتر از این محلول برای سمپاشی ۱۰۰ متر مربع کافی است. بعد از آن زمین را باید آبیاری کرد تا رطوبت به عمق ۱۵ سانتیمتری برسد.
از متام سدیم ( واپام ) همیشه قبل از کشت استفاده می کنیم و این سم در زمانی که گیاه در مزرعه وجود دارد یا در زمین های مجاور قطعات کشت شده یا باغها قابل استفاده نیست.در ضمن متام سدیم در خاکهایی که حرارتی کمتر از ۱۵ درجه دارند، تبخیر نمی شود و ضدعفونی بی فایده خواهد بود.
اگر بخواهیم محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، درخت آلوده و تمام بقایای آن را خارج می کنیم . حفره ای به قطر ۳ متر در محل حفر کرده و با ۵/۰ لیتر متام سدیم ( که دارای ۳۱ درصد سم خالص است ) حفره را ضدعفونی کرده محل را آبیاری می نماییم.

divider ~ hearts

● بیماری های ویروسی زیتون:


ـ ویروس لکه حلقوی پنهان زیتون : (Olive Latent Ringspot Virus ( OLRSV
این ویروس از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و اولین بار از Lazio در ایتالیا گزارش شد. این ویروس متعلق به جنس Nepovirus از خانواده Comoviridea است.دارای نوکلئوکپسید ایزومتریک با قطر ۲۸ نانومتر که زاویه دار به نظر می رسد. ماده ژنتیکی به شکل ss_RNA است.
میزبان طبیعی این ویروس درخت زیتون ( کلآ Olea spp ) است که هیچ علائم ظاهری در درخت دیده نمی شود.
این ویروس را می توان در مزوفیل و اپیدرم برگها و سیتوپلاسم و واکوئول سلول ها پیدا کرد.سلول های آلوده دارای Inclusion هستند که در واقع کریستالهای داخل سلولی و اجسام غشاء دار سلولند که ویریون ها را در بر می گیرند.سایر تغییرات سیتوپلاسمی شامل دسته دسته شدن کلروپلاست ها و رشد انگشتی شکل سلول به طرف خارج می باشد.
این ویروس از طریق روشهای مکانیکی و پیوند انتقال می یابد. پراکندگی آن در کشور ایتالیا است.
ـ ( OLive latent Virus ۱ : ( OLV_۱
از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و به جنس Necrovirus از خانواده Tombusviridea تعلق دارد. اولین با از O. europaea از Apulina در ایتالیا گزارش شد.
این ویروس دارای نوکلئوکپسیدهای ایزومتریک به قطر ۳۰ نانومتر و زاویه دار است. دارای ss_RNA مثبت است. ویریون ها دارای ۸۳ درصد پروتئین و فاقد لیپید هستند.
میزبان طبیعی آن زیتون است که هیچ علائمی روری آن دیده نمی شود. انتقال از طریق تلقیح مکانیکی است.
شیره گیاهی دارای تعداد زیادی ویریون است. ویریون ها در برگ ( در سیتوپلاسم مزوفیل ) دیده می شوند. Inclusion ها در سیتوپلاسم وجود دارند. اندامک های وزیکولی و لوله ای سلول دارای ویریون هستند.
ـ ( Olive Latent Virus ۲ : ( OLV_۲
متعلق به جنس Oleavirus از خانواده Bromoviridea است. اولین بار از جنوب ایتالیا از Apulina از درختان زیتون گزارش شد.
دارای ss_ RNA است و ویریون ها را می توان در سیتوپلاسم سلولهای مزوفیل برگ پیدا کرد . سلولهای آلوده فاقد Inclusion هستند. ارگانلهای بزرگ سلولی به غیر از هسته تحت تاثیر ویروس قرار می گیرند.میزبان طبیعی آن زیتون است، بدون علامت. انتقال از طریق مکانیکی.
به نظر می رسد که این ویروس یک نوع Ilarvirus باشد یا نسبتی با ویروس موزائیک یونجه داشته باشد. بیشتر خصوصیات آن شبیه ویروس zonate spot شمعدانی عطری ( Pelargonium ) است.
● بیماری های ناشی از عوامل غیر زنده : بیماری های فیزیولوژیک
ـ سرمای بی موقع و یخبندان:
سرمای بی موقع د ر ابتدای پاییز می تواند به میوه های برداشت نشده که که برای کنسرو کردن در نظر گرفته شده اند آسیب برساند. چنین سرماهایی معمولآ باعث آسیب رسیدن به بخشی از محصول می شود . چون زیتون در طول یک مدت طولانی برداشت می شود و قسمت اعظم محصول معمولآ قبل از بروز سرما برداشت شده است. چند روز پس از سرما زدگی ، تاول هایی در میوه بوجود می آید . تاولها نشان دهنده آسیب رسیدن به بافتهای داخلی میوه هستند و این زیتون ها دیگر برای تولید کنسرو مناسب نیستند و از آنها در تهیه روغن استفاده می شود.
سرماهای سخت اکثرآ بعد از برداشت زیتون به وقوع می پیوندند، بنابراین بیشترین خسارت را به محصول سال بعد وارد می کنند. دماهای زیر ۵.۵ - درجه باعث آسیب دیدن یا از بین رفتن درختان کوچک و شاخه های گل دهنده می شوند و محصول سال بعد را کاهش می دهند. دماهای زیر ۹.۵ - درجه می توانند باعث مرگ شاخه های اصلی یا کل درخت شوند.
در ضمن سرماهای سخت باعث تشدید خسارت بیماری گره زیتون می شوند و ترکهایی را در درخت ایجاد می کنند که برای ورود باکتری بسیار مناسب است و درنهایت ممکن است درخت در اثر آسیب ناشی از گره زیتون از بین برود.
برای حل این مشکل باید از ارقام مقاوم به سرما استفاده کرد. درختان Manzanillo بسیار حساستر از ارقام Mission , Sevillano و Ascolando هستند.
ـ سرماهای طولانی مدت :
بروز هوای سرد و مرطوب در بهار خطری طبیعی است که مکررآ در زراعت زیتون اتفاق می افتد. سرماهای طولانی و غیر طبیعی در طول فروردین و اردیبهشت نمو جوانه ها را به تاخیر می اندازد و باردهی را کاهش می دهد. گلهای ماده آسیب می بینند و این امر باعث کاهش تولید محصول می شود.
ـ تگرگ :
بارش تگرگ باعث ایجاد فرورفتگی ها یا زخمهایی قهوه ای رنگ در سطح میوه می شود و زیتون های آسیب دیده برای پرورده کردن مناسب نیستند و به قیمتهای پایینی به فروش می رسند. در برخی موارد بارش تگرگ می تواند به ۶۰ درصد از محصول خسارت وارد کند.
ـ خشکسالی :
اگرچه درختان زیتون تا حدودی به خشکی مقاومند ولی کمبود رطوبت در طول دوره تکمیل جوانه های گل، باعث کاهش محصول می شود. استرس ناشی از فقدان آب و مواد غذایی منجر به ریزش گلهای ماده و قسمت عمده ای از گلهای نر می شود.
البته در کشتهای آبی این مشکل وجود ندارد ولی باید دقت کرد که در هر دور آبیاری، آب کافی در اختیار گیاه قرار گیرد.
ـ بارندگی های شدید و سیل :
خاکهایی که زهکش مناسب ندارند و یا دارای یک لایه نفوذ ناپذیر هستند، در طول بارندگی های طولانی مدت و شدید، آب را در خود نگه می دارند و این امر موجب تهویه نامطلوب و از بین رفتن ریشه ها می شود.اشباع ماندن خاک به مدت زیاد باعث خشک شدن پاجوش ها و در برخی موارد کل درخت می شود. به علاوه، خاکهای اشباع باعث توسعه عوامل بیماری زای خاکزاد مانند فیتوفترا و ورتیسیلیوم می شوند. بارندگی های شدید بیشتر در زمستان و بهار اتفاق می افتند. سیلاب های بهاری هم ممکن است به درختان آسیب وارد کنند و باعث کاهش گلدهی و باردهی درخت شوند.
ـ باد و گرمای شدید :
درختان زیتون به طور طبیعی در مناطق گرم و خشک به خوبی زندگی می کنند ولی گرمای شدید در دوره گلدهی باعث افزایش ریزش گلها و کاهش محصول میشود.
ـ آتش :
آتش می تواند کل بخش هوایی درخت را از بین ببرد. آتش سوزی به ندرت در باغهای زیتون اتفاق می افتد ولی دیده شده است که برخی از باغداران در بین ردیفهای درختان جو می کارند و جوهای خشک شده احتمال آتش سوزی را بالا می برند. کوتاهی در کنترل علفهای هرز هم می تواند باعث آتش سوزی شود چون علفهای هرز پس از اسقرار و رشد در باغ، خشک می شوند و ممکن است باعث بروز آتش سوزی و خسارت شوند.

 

منابع :
Olive Notes : University of California Cooprative Extension Tulare County , December ۲۰۰۰
www. inra.fr/Intrnet/Produits/HYP۳/pathogene/۶pssysa.htm
www.hort.purdue.edu/newcrop/proceedings۱۹۹۶/V۳-۴۱۶.html
www.hamshahri.org.hamnews/۱۳۸۱/۸۱۰۴۰۶/abksh.htm
www.refahweekly.com/cities/rxojzn۴r.htm
اصول قارچ شناسی ، الکسوپولوس، کنستانتین جان ، ترجمه حسین صارمی، ابراهیم پیغامی، مقصود پژوهنده، ویرایش چهارم
آسیب شناسی گیاهی، اگریوس، جرج ، ترجمه حمید مهرآوران
www.ipm.ucdavis.edu/PMG/r۵۸۳۱۰۰۱۱۱.htm
UC pest management guidelines , UNIVERSITY OF CALIFORNIA , Statewide Integrated Pest Management Program
www.ipm.ucdavis.edu/PMG/r۵۸۳۱۰۰۲۱۱.htm
UC pest management guidelines , UNIVERSITY OF CALIFORNIA , Statewide Integrated Pest Management Program
www.ag.unr.edu/wsj/Factsheets/۹۶-۳۰VWilt.pdf
University Of Nevada , Reno , cooperative Extension
www.sordi.sa.gov.au/pages/horticulture/pathology/hort_pn_oliveborne.htm
By G.E.WALKER , Sardi Plant Research Centre

بیماریهای زیتون 3

The Problem & Its Significance

 

Olive knot, caused by the bacterium Pseudomonas savastanoi, is one of the most important diseases of olive worldwide and the geographic distribution of the pathogen is expanding with increased global olive production (7).

Within the past decade, first reports of the disease have emerged from commercial olive orchards in Nepal (2), southern Australia (6), Turkey (3), and Egypt (1).

Economic losses due to infection result from both reduced yield and fruit quality (8,9). Additionally, galls or “knots” girdle trunks, stems, and twigs, resulting in shoot mortality.

The disease has been in California for over a century, with the first find in Merced County in 1898 (4,5). By the 1930s, the pathogen was prevalent in the Sacramento and San Joaquin Valleys (10).

Conversely, the pathogen has not caused serious damage to olives south of the Tehachapi Mountains (10), where low rainfall and warmer climate are not conducive to disease development.

Spotlight

divider ~ hearts 

Olive Knot Galls on a Young Tree

References Cited

1. A.A, Moretti, C., Valentini, F., Hosni, T., Farag , N.S., Galal, A.A., Buonaurio, R. 2009. Olive knot caused by pseudomonas savastanoi pv. savastanoi in Egypt. Journal of Plant Pathology 91: 231-240.
2. Balestra, G.M., Lamichhane, J.R., Kshetri, M.B., Mazzaglia, A., Varvaro, L. 2009. First report of olive knot caused by Pseudomonas savastanoi
pv. savastanoi in Nepal. Plant Pathology. 58:393.
3. Basim, H., Ersoy, A. 2001. Identification of Pseudomonas savastanoi pv. savastanoi, olive knot pathogen, by polymerase chain reaction. Phytopathology 91:S6.
4. Bioletti, F.T. 1898. Olive Knot. California Agricultural Experiment Station Report. 1895-96, 1896-97:237-238.
5. Bioletti, F.T. 1898. Olive Knot. California Agricultural Experiment Station Bulletin. 120:1-11.
6. Hall, B.H., Cother, E.J., Whattam, M., Noble, D., Luck, J., Cartwright, D. 2004. First report of olive knot caused by Pseudomonas savastanoi pv. savastanoi on olives (Olea europaea) in Australia. Australasian Plant Pathology. 33: 433-436.
7. Penyalver, R., García, A., Ferrer, E., Bertolini, E., Quesada, M.M. Salcedo, C.I., Piquer, J., Pérez-Panadés, J., Carbonell, E.A., del Río, C., Caballero, J.M., López, M.M. 2006. Factors affecting Pseudomonas savastanoi pv. savastanoi plant inoculations and their use for evaluation of olive cultivar susceptibility. Phytopathology 96:313-319.
8. Schroth, M.N. Hildebrand, D.C., and O’Reilly, H.J. 1968. Off-flavor of olives from trees with olive knot tumors. Phytopathology 58:524-525.
9. Schroth, M.N., Osgood, J. W., Miller, T.D. 1973. Quantitative assessment of the effect of the olive knot disease on olive yield and quality. Phytopathology 63:1064-1065.
10. Wilson, E. 1935. The olive knot disease: its inception, development, and control. Hilgardia 9:233-264

 divider ~ hearts

 

Disease Header

 Disease Control

 

 

Armillaria Root Rot (Oak Root Fungus)
Cercospora Leaf Spot
Diplodia Canker
Olive Knot
Peacock Spot (Olive Leaf Spot)
Phytophthora Crown and Root Rot
Verticillium Wilt
Sources

 

Here is some basic information about how to identify various diseases affecting olive trees. We give a basic description of the disease and the damage it causes and give you a link to the UC Integrated Pest Management (UC IPM) page on the subject for more details and for treatment options and risks. Note that we list the diseases in alphabetical order, not in order of severity or frequency.

 

We recommend the book from Paul Vossen as well as the book from Ferguson and Sibbett, both listed in our Sources below. Keep in mind that you must be certified to apply most pesticides (and certified for any pesticide application if you are a commercial grower). See the California Department of Pesticide Regulation website for more information.

 

ARMILLARIA ROOT ROT (OAK ROOT FUNGUS)
Armillaria root rot, also referred to as oak root fungus, Armillaria mellea, is generally not a serious disease of olive trees in California, although it occasionally attacks olives and can sometimes eventually kill trees. It is caused by a soil borne fungus. It is more prevalent following wet winters. The fungus survives on dead roots in the soil and can do so for decades if not subjected to desiccation.

 

Infected trees have slowly thinning canopies and appear weak. This symptom often develops first on one side of the tree and then progresses over several years to involve the whole tree. The bark and outer wood of the upper roots and crown show discoloration. Infected roots have white to yellowish fan-shaped mycelial mats between the bark and the wood. Dark brown to black rhizomorphs can sometimes be seen on the root surface. In other crops, mushrooms may appear at the base of infected trees during cool, rainy weather in the fall, but this is rarely observed with olive trees.

 

For more control recommendations, see the UC IPM Armillaria Root Rot.

 

divider ~ hearts 

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

CERCOSPORA LEAF SPOT
Cercospora leaf spot is a fungal foliar disease caused by Mycocentrospora cladosporioides that can affect olive trees. It develops under similar conditions as peacock spot. It causes sooty-mold-like symptoms on the underside of the leaves, yellowing, and leaf drop without leaf spots.

Treatment is comparable to the peacock spot’s one. See below for more details.

 

 

divider ~ hearts 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

DIPLODIA CANKER
Diplodia canker is caused by a Diplodiae species fungus. It does not cause direct damage to the tree, but can aggravate damage resulting from olive knot disease. Details of its epidemiology are not known and there is no recommended method for controlling it.

The fungus invades the olive knot galls and progresses into the tree to form an elliptical canker, which girdles and kills small shoots and branches, exacerbating the damage caused by olive knot. Diplodia canker is not known to infect wood greater than ½” (13mm) in diameter.

 

 

divider ~ hearts 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

OLIVE KNOT
Olive knot, caused by a bacteria, Pseudomonas syringae pv. savastanoi, has affected olive trees since ancient times. All cultivars are susceptible, and damage can be severe.

Olive knot appears as rough galls or swellings about 1/2 to 2” (1.3 to 5cm) in diameter. Openings are necessary for penetration of the bacteria, and are provided by leaf and blossom scars, pruning injuries, bark cracks made by freezing, or wounds that occur during orchard operations. They can appear on twigs, branches, trunks, leaves, or fruit stems.

 

The galls interfere with the transport of water and sugar, causing defoliation and death of twigs and branches. Olive knot can kill trees if infections occur on and girdle the trunks of young trees through injury by mechanical harvesters. It reduces tree productivity by girdling twigs and branches and causing dieback. Bacteria survive in the knots and are readily spread by water at all times of the year.

 

The disease is restricted to the above ground part of the tree and does not affect roots.
Most natural infections in California happen during the rainy season between October and June. Knots develop while the tree is actively growing, in spring and early summer. Therefore, infections established in late fall are not noticeable until spring, but spring infections produce galls within 10 to 14 days.

 

Olive knot is difficult to control. Prevention is the only reliable strategy. Applications of copper containing bactericides to protect leaf scars and other injuries minimize the disease, but they must often be repeated to protect new wounds as they appear. A minimum of two applications is usually necessary: one in the fall before the rain starts and one in the spring when most leaves have shed. It is also helpful to carefully prune during the dry season (July to August) to remove galls on twigs and branches. Because the bacteria may be carried on pruning shears, be sure to disinfect them frequently if pruning at other times during the year. Keep in mind that copper treatments should never be applied before harvest.

 

For control recommendations, see the UC IPM Olive Knot.

 

 

divider ~ hearts 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

PEACOCK SPOT (OLIVE LEAF SPOT)
Peacock spot, as shown on the banner photo on this page, is also known as olive leaf spot or bird’s eye spot. It is caused by a fungus, Spilocaea oleaginea. This very common disease occurs throughout California's olive-growing regions and in most of the world. Cultivars vary in their susceptibility, but all are subject to infection. Outbreaks are sporadic, and the disease may take several years to become serious enough to cause alarm.

Peacock spot appears on leaves as sooty blotches that develop into muddy green to black, circular spots about 1/10 to 1/2” (2.5 to 12 mm) in diameter. There may be a yellow halo around the spot. The pathogen also infects fruit and fruit stems, but lesions are observed most often on the upper surface of leaves low in the tree canopy. Leaves fall prematurely. When significant defoliation occurs, strong bloom fails to develop and crop production is substantially reduced. Twig death may occur as a result of defoliation, and productivity is eventually further reduced.

 

Not all infected leaves fall from the tree, and the fungus survives in those that remain on the tree. The margins of these lesions enlarge in the fall, and a new crop of spores develops there. New infections are associated with rainfall and mostly occur during fall and winter. By summer, most diseased leaves have fallen from the trees, leaving partially defoliated shoots with mostly healthy foliage remaining. High temperatures restrict spore germination and growth, thus the disease is inactive in places where the summers are warm and dry. Many young leaves infected in the spring remain symptomless until fall where they become a main source of inoculum during fall and winter.

 

The conidia are picked up and spread by moving water, which is why the lower parts of the tree are most commonly infected. Lateral spread is very limited, and even adjacent trees may show vastly different amounts of disease.

 

If olive trees exhibit peacock spot leaf symptoms, it is important to treat for it yearly. Apply a treatment in late fall before winter rains begin and again in early spring if wet weather persists, although there is some debate about whether spring applications are effective. Complete coverage of the foliage is necessary. As mentioned above, copper treatments should never be applied before harvest.

 

For control recommendations, see the UC IPM Peacock Spot.

 

 

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

PHYTOPHTHORA CROWN AND ROOT ROT
Crown and root rot is not common in olive trees, but it can kill or weaken trees in excessively wet or poorly drained soils. It is caused by any of several species of soil borne fungus-like organisms, Phytophthora. Olive trees do not like wet soils, so many of the disease symptoms are similar to those caused by poor drainage and aeration, but the problems can be accelerated when Phytophthora is present.

The infected trees exhibit reduced growth, have thin canopies, and eventually die. The first symptoms generally occur in the spring, in low areas or areas with heavier soils, but individual, random trees can be affected. If the disease progresses rapidly, trees may die within 1 to 2 years. Root systems of infected trees are discolored, but the Phytophthora fungus’ mycelium cannot be seen by the unaided eye. If infection has progressed to the crown, a juncture between healthy white bark and dark, diseased tissue is apparent. Otherwise, in order to identify the disease, uncover the lower part of the crown and the upper part of the root system. Remove some bark in the area. Infected tissue will be dark brown or black.

 

The fungi live independently in the soil and can survive for long periods of dryness as oospores. Water management is the basis for control. In the first place, it is best not to plant olive trees in areas with poor drainage. Cultural practices that avoid prolonged saturation of the soil, such as planting on berms, shortening irrigation time, and improving water penetration lessen root rot.

 

 

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

VERTICILLIUM WILT
Verticillium wilt is a serious fungal disease in olives for which there is no cure. It is caused by Verticillium dahliae. It is found around the world. Symptoms appear when leaves on one or more branches of the tree suddenly wilt early in the growing season; the leaves stick to the dead branch, unlike the symptoms of Armillaria root rot, in which defoliation appears gradually and the leaves drop out of the canopy. This process intensifies as the season progresses. Trees die after repeated attacks over several years. Infections increase with tree age as root systems enlarge and explore larger volumes of contaminated soil. Note that darkening of xylem tissue, a key symptom for distinguishing Verticillium wilt in many crops, is frequently not apparent in olives.

The fungus survives as microsclerotia (dark, multi-celled structures the size of a grain of sand) from season to season in the soil and probably in the roots of infected trees. They remain quiescent in the soil until roots approach within a few millimeters, stimulating them to germinate and penetrate the root. There they grow into the vascular tissue of the tree, plugging the tissue and causing sudden wilting and the death of limbs and entire trees. There must be many microsclerotia to actually cause the disease.

 

In early summer the fungus can be readily isolated from diseased tissue in infected trees. The most effective management strategies to protect the trees are those taken before planting. When considering a new site for an olive grove, avoid land that has been planted for a number of years to crops that are highly susceptible to Verticillium wilt, such as cotton, cucurbits, eggplant, peppers, potato, or tomato. The Verticillium wilt pathogen is usually present in these soils. Soils containing over one microsclerotia per gram of soil should be avoided.

 

Inoculum levels can be reduced before planting by soil solarization {link to olictionary definition}, flooding the fields during summer, growing several seasons of grass cover crops (rye, corn, or sudangrass) or a combination of these treatments. Whether any of these practices are sufficient to make much of a difference is unknown. Resistant spores have been documented to survive for at least 30 years in the soil. When replanting in an area where susceptible perennials were previously grown, remove as many roots of the trees or vines as possible. A resistant rootstock is not available, although some tolerance has been reported in the cultivar Ascolano.

 

After trees have been planted, there is no reliable method of control. Soil solarization has provided inconsistent control in established plantings.

 

For control recommendations, see the UC IPM Verticillium Wilt.

 

red hearts 

 

………………………………………………………………………………………………………………………………………………

SOURCES
UC Integrated Pest Management Program – Olive

Louise Ferguson and G. Steven Sibbett: Olive Production Manual, University of California.

 

Paul M. Vossen: Organic Olive Production Manual, University of California.

 

Paul M. Vossen: Peacock Spot and Cercospora Foliar Disease on Olive

 

UC Integrated Pest Management Program - Relative Toxicities of Insecticides and Miticides Used in Olives to Natural Enemies and Honey Bees

blue hearts

 

چاوه رئ روانگه و راویژی ئیوه ی ئه زیزین    kawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garlandkawaii heart garland                                 

 



Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

موضوعات

آرشیو مطالب

درباره وبلاگ


دوستان به وبلاگ من خوش اومدین حتما نظر بدین منتظر نظرات سازنده شما هستیم (وه خیر بین)

s

Created By Webloger.5u.com

*
*
*
*
*
*
*

Powered by webloger ◄┤

Powered by webloger ◄┤

كد موسيقي براي وبلاگ

value= /script

  • ایران موزه | پاپو مارکت