جوکستان ( انواع جوک کردی فارسی عکس ترووووووووول ) . جوک های جدید

میدونستین خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن

فقط بشکن ریز میزنن!

برید حال کنید با این اطلاعاتی که در اختیارتون میزارم !!

.

.

.

انقدر بدم میاد یکی موقع درس خوندن بیدارم کنه :|

.

.

.

یکی از اولین حیرت‌های فلسفیم وقتی بود که

فهمیدم علت این که میگن “بادمجون بم آفت نداره” اینه که بم اصن بادمجون نداره

.

.

.

مهم نیست چـــقدر بالایی

مهـــم اینه که اون بالا “لاشـــخوری” یا “عقــــــــاب” … !

.

.

.

ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﮔﻞ ﺩﻧﻴﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺍﻣﺎ ﻧﻪ …

ﺻﺒﺮ ﻛﻨﻴﺪ !

ﭘﺮﭼﻢ ﻛﻤﻚ ﺩﺍﻭﺭ ﺑﺎﻻﺳﺖ …

ﺑﻌﻠﻪ ﺍﻓﺴﺎﻳﺪﻩ ((((((((-

.

.

.

مامانم میگه پسرم همینجوری که نشستی پا اینترنت

این تخم مرغارم بزار زیرت جوجه شن…

احساس مسئولیت که نداری حداقل حس پدری رو تجربه کن !

.

.

.

این چینیا واقعا زبون همدیگرو میفهمن یا جلو بقیه آبرو داری میکنن؟!

.

.

.

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم یا یه فیلم بذارم ببینم؟

.

.

.

من هروقت زمین میخورم به جای اینکه ببینم کجام داغون شده

فقط نگا میکنم دورم کسی نباشه.

بعد میام خونه میبینم عه دستم قطع شده!:)

.

.

.

همون وقتی که ترجیح داده شد به جای تابلوی ” از سرعت خود بکاهید “

از سرعت گیر استفاده بشه

بشر فهمیده بود که به شعورش امیدی نیست .

.

.

.

طرف تو خیابون یه نفرو میبینه که رو زمین خوابیده دلش میسوزه

میگه چیه اینجا خوابیدی؟ بیا بریم کوچه ما بخواب !

.

.

.

تنها چیز با کیفیت توی زنگیمون “درد” بود،

که هر قدر کشیدیم، پاره نشد !

.

.

.

نفهمی دردیست که فرد را نمیکشد

فقط اطرافیان را دق مرگ میکند

.

.

.

ﯾﻪ ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘُﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ Play ﮐﺮﺩﻡ ، ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩِ ﺻﺪﺍﺵ

ﮔﺮﻓﺖ !! :|

به همین گوجه سبزی که میخورم قسم :|

.

.

.

بعضیام ﻫﺴﺘﻦ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻓﻼﻥ ﻣﺎﻩ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ

ﮊﻥِ ﺑﺮﺗﺮ ﺩﺍﺭﻥ |:

ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾــــﻦ !!!

ﻋﻨﺪ ﻣـــــﺮﺍﻡ !!

ﺍﺻﻞ ﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺘــــﺎ !!!!

ﺩ ﺁﺧﻪ ﻣﻬــــــﺮﺑﻮﻭﻭﻭﻥ !!

ﺍﺻﻦ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻮﻟﺪ “خرداد” … ﺧﻮﺑﻪ ؟

ﺍﺯ اﯾﻦ ﺑﻬﺘــــﺮ ؟؟؟؟؟ ;)

.

.

.

بعضیا هستن میخوان باعث تنوع شن

ولی زیاد وارد نیسن باعث تهوع میشن . . .

.

.

.

دخترا عاشق حرف میشن، پسرا عاشق زیبایی!

حالا دلیل آرایش کردن دخترا و دروغگویی پسرا رو فهمیدین؟

.

.

.

وصیت کردم هرکی تو مراسم ختمم گفت:”خدابیامرزتش،راحت شد”

با لبه ی سینیه حلوا بکوبن دهنش اونم راحت شه بیاد پیش من!

.

.

.

امروز یه سر رفتم محله قدیممون

همه خونه ها و مغازه ها و آدما رو یه دل سیر نگاه کردم

ولی هیچ حس خاصی بهم دست نداد …

آخه ما هنوزم تو همون محله زندگی میکنیم …:|

.

.

.

آدم بی گناه تا پای چوبه دار میره اما آدم گناهکار تا اونجا هم نمیره !

.

.

.

آیا میخواهید همیشه و همه جا بدرخشید؟

به خودتان مقداری اکلیل بزنید..

من امتحان کردم خوب جواب داد :) ))

.

.

.

چرا به اونی که اولین بار به ذهنش رسید زرشکو سرخ کنه بریزه توی پلو نوبل ندادن؟

خدمت به بشریت مگه فقط کشف واکسن و قرصه؟

.

.

.

یه سوال از خانم ها دارم….

زشته بخدا…

از سوسک میترسی؟؟

آخه شما تو شکم سوسک جا میشی؟

نه جامیشی؟؟

نه خب بگو میخام بدونم

.

.

.

به استادم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا …

گفت نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته اید … :|

هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم !

.

.

.

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟

یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!

یارو گفت یه کاری برات دارم،

حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.

یارو گفت :

ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون

تو قفس تا میمون برامون بیاد!

چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،

پسره توی قفس پشتک وارو میزد

از میله ها بالا پائین میرفت.

جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!

داد زد کمککککککککک

شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،

آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!

 

دوستان عزیز اگه می خواهید این وبلاگ به بقای خود ادامه دهد و تبدیل به یک سایت مستقل شود پس لطفا با کمک های مالی خود مارا همرایی کنید در غیر این صورت وبلاگ در چند هفته آیند دیگر قادر به بروز شدن نمیباشد باتشکر

درضمن شما برای کمک های خود میتوانید از درگاه جهان پی در کنار سمت چپ استفاده نمایید

 

 

 یکی از فانتزیام اینه که...
 

 یکی از فانتزیام اینه که
یه سیمکارت بخرم واسه اولین بار اس ام اس بدم به برنامه ی ۹۰ بعدش برنده شم ! :|
هر چقدرم بهم زنگیدن جواب ندم و کسی متوجه نشه که من کی بودم . . .
بعدش آروم آروم برم تو افق محو شم

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزی هام اینه که بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش !
ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه !
مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد :|

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه که صدای کلاغ دربیارم :|
بعد که همه مسخره ام کردن و بهم خندیدن ، یهو ناراحت بشم ، پرواز کنم برم

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیامم اینه بفهمم چجوری این بادوما لا به لای تخمه ژاپنی استتار میکنن عوضیا

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه که یه قنادی بزنم توش قند بفروشم !
یه عطاری بزنم توش عطر بفروشم !
یه قهوه خونه بزنم توش قهوه بفروشم !
والا با این تحریماشون

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه که یکی از شلوارهای قدیمیمو برای شستن ببرم توی حموم بعد همینجور که دارم جیباشو چک میکنم که چیزی توش نباشه بصورت ناباورانه ای از قسمت فوقانی جیب پشت شلوار یه مغز پسته از قدیم ( دوره کیلویی ۱۰۰۰۰ تومان ) بیافته و غلتان غلتان روی زمین و در حال حرکت بگیرم و بردارمش و قبل اینکه کسی بخواد منو بعنوان محتکر لو بده مثل یه حبه بندازمش بالا و همینجور مِلَچ مُلوچ کنان در افق محو بشم

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

امریکایی ها توفکر اینن که برن مریخ،
ما ایرانیا نهایت فکرمون اینه که تو فانتزیامون بریم تو افق محو بشیم
به سلامتی ما ایرانیا !

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه که اون دسته ای که تیریپ خفن روشنفکری برمیدارن و میگن باید به هر عقیده ای احترام گذاشت رو بندازم وسط یه قبیله تو اعماق جنگل آمازون که اعتقاد دارن غریبه هارو باید خورد !
تا نسلشون برای همیشه محو بشه . ببینم همچنان نظرشون همونه !:|

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه که بعد ها پسرم بهم بگه بابا ۵۰ هزار تومان بهم پول میدی ! :|
منم بگم چی ۴۰ هزار تومان ؟
۳۰ هزار تومان می خوای چی کارش کنی عاخه ؟
بچه های مردم روزی ۲۰ هزار تومان می گیرن با همون ۱۰ هزار تومن کنار میان ، اونوقت تو ۵ هزار تومان از من می خوای ؟
بابای من ۴ هزار تومان به من نمی داد که من بخوام ۳ هزار تومان به تو بدم !
بیا حالا این دو هزار تومان تومن رو بگیر !
بعد پسرم نگاه کنه ببینه بهش هزاری دادم !
بره همون افق خونه مجردی رفیقاش ! والا

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزی هام اینه که
یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود ( بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه ) بیاد و بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شما رو ۲ میلیون دلار خریدارم !
منم با غرور کامل قبول کنم و اونم ۲ میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالای کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیرر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، ۳۰ کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب در میاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم ، حتی شما دوست عزیز

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه که یه شب خونه نرم !
بعد فرداش بابام پرسید کجا بودی ؟
بگم پیش یکی از دوستام !
مامانم به ۱۰ تا از دوستام زنگ بزنه و ۸ تاشون بگن این جا بوده !
دوتاشونم بگن هنوز اینجاس ! :|
بابام = :|
بعد بگم اونجارو نیگا بابا !
تا حواسش پرت شدن برم تو افق محو شم

 

یکی از فانتزی هام اینکه

 

یکی از فانتزیام اینه شب عروسیم توی مراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !
عروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد
بعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم :(
بعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم

 

 

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا!!!

 

موجودی است بیکار که 4 سال از عمر خود را به شکل خودجوش هدر میدهد و حتی برای این کار در ازمونی به نام کنکور شرکت کرده و خود را به اب و اتش میزند. قوت غالب این موجود سیب زمینی و تخم مرغ میباشد. از فعالیت های روزانه وی میتوان به پرسه زدن در محوطه دانشکده،‌تیکه انداختن به استاد، رفتن به فیس بوک با وایرلس دانشگاه به هر بدبختی که شده،خوابیدن،و خیره شدن به جزوه ی استاد برای دقایقی و سپس دور انداختن  آن اشاره کرد.

این موجود به شدت علاقه مند است که وی را مهندس و دکتر صدا کنند و از شنیدن این لغات حس وصف ناپذیری به وی دست میدهد. اگر همه شرایط مهیا باشد این موجود 10 روز یکبار به یاد حمام رفتن میفتد و خود را گربه شور میکند.( البته این موضوع بیشتر در مورد گونه ی نر مشاهده شده است )

با این که نام این موجود دانشجو است ،‌اما مشخص نیست چرا به این نام خوانده میشود زیرا رابطه این موجود با دانش شبیه به رابطه اب با اتش است! از مصادیق این موضوع میتوان به استفاده از جزوات برای ایجاد دم کنی قابلمه ماکارونی ، به عنوان زیر قابلمه ای برای جلوگیری از سوختن فرش و همچنین به عنوان دستگیره برای بلند کردن اشیا داغ و ... اشاره کرد.

زیستگاه او منطقه ی حفاظت شده ای به نام خوابگاست که این موجودات به صورت دسته های 4 تایی،8 تایی و حتی 12 تایی درامده و در مساحتی که کمی باز تر از فضای قبر است به زندگی ادامه میدهند.

آندسته از این موجودات که تمایل به بقا بیشتر دارند در سال چهارم برای شرکت در آزمونی دیگر به نام ارشد خود را اماده میکنند و قصد دارند درس هایی که در طول 3 سال نخوانده اند در طول 3 ماه بخوانند تا 2 سال دیگر به این زندگی بی زحمت و راحت ادامه دهند. این موجودات که تا دیروز طنین صدایشان در راهرو خوابگاه  گوش فیل را کر میکرد،‌در این سال با شنیدن صدای دمپایی یک دانشجو در راهرو سریعا از اتاق خارج شده و این جمله را بر زبان میاورند :" ای بابا ارشد داریم یواش تر ! " .

 پس از گذشت 4 سال این موجودات مدرکی میگیرند که برای استفاده از آن نیاز به وسیله ای به نام کوزه است . نحوه عملکرد این وسیله به این صورت است که مدرک را دم آن میگذارند و آبش را میخورند! اندسته که به ارشد وارد شده و مدرک ارشد میگیرند آب بیشتری میتوانند از کوزه بخورند!

نسل این موجودات نه تنها رو به نابودی نیست بلکه هر روز بر تعداد آن ها افزوده میشود . بیشترین تراکم آنها در منطقه ای از خاور میانه به نام ایران مشاهده میشود که از هر 2 نفر 3 نفر آنها دانشجوست!

 

پسر داییم هنوز پوشک پاشه

تازه حرف زدن یاد گرفته.بهش میگم ای جانم پوشک داری خوشمل پسر؟
.
.
میگه پ نه پ دستشویی فرنگی پام کردم،اگه کار داری بهت قرض بدم..تا غروبش نگاش نکردم.میترسیدم بهم تیکه بندازه...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن
کلی توضیح داده بود بعد نوشته بود مسواک رو با "زاویه 45 درجه " روی دندونها بکشید .
من الان نقاله تو دهنمه ولی مسواکو نمیتونم حرکت بدم کمک کنید .

_____________________________________

عاقا دیروز به مامانم میگم مامان منو از جوی پیدا کردی یا از پرورشگاه اوردی.هیچی تو چشام زل زد و سرشار از مهر مادری گفت نمیدونم عجیجم بابات اورده خبر ندارم..

 

 

خوابگاه دانشجویی ب این تمیزی دیدین؟؟؟

خوابگاه دانشجویی به این تمیزی دیدی

قیافه ارجینال یک دختر وقتی که صبح از خواب بلند میشه 
دخترها زمانی که از خواب بیدار می شوند ! (عکس طنز ) www.taknaz.ir

 

 

ایرانیها در اون دنیا!
میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم،
/ 0 نظر / 19 بازدید